| بلاگ ناز | ايجاد وبلاگ جديد | شركت اسدي | سايت پشتيباني | موتور جستجو | تبليغات | فروشگاه اينترنتي | چت روم ايراني | تالار گفتگوي فارسي | طراحي وب سايت | ثبت دامين فروش هاست | ساخت فلش بنر لوگو | لينك باكس |


X
غروب

قرآن كريم و زنان


الهي نامه 2

الهی ضعیفان را پناهی قاصدان را بر سر راهی مومنان را گواهی                
جه عزیز است انکس که تو خواهی   
الهی ای خالق بی مدد وای واحد بی عدد ای اول بی هدایت وای اخر بی نهایت و ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت ای حی بی ذلت ای معطی بی فکرت و ای بخشنده بی منت و ای داننده رازها ای شنونده اوازها ای بیننده نمازها ای پذیرنده نیازها ای شناسنده نامها ای رساننده گامها ای مبرااز عوایق ای مطلع بر حقایق ای مهربان بر خلایق عذرهای ما را بپذیر که تو غنی وما فقیر و بر عیبهای ما مگیر که توقوی و ما حقیر از بنده خطا اید و زلت و از تو عطا اید و رحمت
الهی ازسه چیزکه دارم دریکی نگاه کن : ا اول بیخودی که جزتورا
  ازدل نخاست  دوم تصدیقی که هرچه گفتی گفتم راست سوم چون
باذکرم خاست دل وجان جزتورانخواست
الهی ازدو دعوی به زینهارم وازهردوبه فضل تو فریاد خواهم از
  انکه پندارم بخود چیزی دارم یاپندارم که برتو حقی دارم
 خداونداازانجاکه بودیم برخاستیم لکن به انجا نرسیدیم که خواستیم خدایاهرکه نه کشته ی خودی مردار است ومغبون کسی که نصیب اوازدوستی گفتاراست اوراکه راه جان ودل به کار است اورابا
دوست چه کار است
الهی ای کامکاری که دل دوستان در کنف توحید تو است و ای
کار گذاری که جان بندگان در صدف تقدیر تو است ای قهاری که کس را بتو حیلت نیست ای جباری که گردنکشان رابا توروی مقاومت نیست ای حکیمی که روندگان ترا از بلای تو گریز نیست
ای کریمی که بندگان را غیر از تو دست اویز نیست نگاه دار تا پریشان نشویم
الهی در جلال رحمانی در کمال سبحانی نه محتاج زمانی و نه ارزومند مکانی نه کس به تو ماند و نه بکسی مانی پیداست که در میان جانی بلکه جان زنده به چیزی است که تو انی
الهی کجا باز یابم ان روز که تو ما را بودی و من نبودم تا باز به
ان روز رسم میان اتش و دودم اگر به دو گیتی ان روز یابم پر سودم ور بود خود را یابم به نبود خود خشنودم
الهی از انچه نخواستس چه اید و ان را که نخواندی کی اید نا کشته را از اب چیست و نا خوانده را جواب چیست تلخ را چه  سود
اگرش اب خوش در جوار است و خار را چه حاصل از انکه بوی گل در کنار است
الهی هر که تو را شناخت و علم مهر تو افراخت هر چه غیر از تو بود بینداخت
انکس که تو را شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال  و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
الهی هر که تو را شناسد کار او باریک وهر که ترا نشناسد راه
او تاریک ترا شناختن از تو رستن است و بتو پیوستن از خود گذشتن است
الهی بر من اراستی خریدم و از هر دو جهان دوستی حضرت تو گزیدم
الهی اگر طاعت بسی ندارم در هر دو جهان جز تو کسی ندارم
الهی تابا تو اشنا شدم از خلق جدا شدم ودر هر دو جهان شیدا شدم
نهان بودم و پیدا شدم
الهی از بنده با حکم ازل چه براید و بر انچه ندارد چه باید کوشش بنده چیست کار خواست تو دارد به جهد خویش نجات خویش کی تواند
الهی ای سزلی کرم و ای نوازنده عالم نه با جز توشادیست نه با یاد توغم خصمی و شفیعی وگواهی وحکم
الهی تو دوستان را به دشمنان مینمائی درویشان را غم و انوه دهی بیمار کنی و خود بیمارستان کنی درمانده کنی و خود درمان کنی
از خاک ادم کنی و با وی چندان احسان کنی سعادتش بر سر دیوار کنی و بفردوس او را میهمان کنی
مجلسش روضه رضوان کنی نا خوردن گندم با وی پیمان کنی و خوردن ان در عالم غیب پنهان کنی انگه او را زندان کنی و سالها گریان کنی جباری تو کار جباران کنی خداوندی تو کار خداوندان کنی تو عتاب و جنگ همه با دوستان کنی
الهی از پیش خطر و از پس راهم نیست دستم گیر که جز تو پناهم نیست
الهی دستم گیر که دست اویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم
الهی خود را از همه به تو وابستم اگر بداری ترا پرستم و اگر نداری خود پرستم نومید مساز بگیر دستم
الهی دور نظر وای نیکو حضر وای نیکو کار نیک منظر ای دلیل هر بر گشته وای راهنمای هر سر گشته ای چاره ساز هر بیچاره وای ارنده هر اواره ای جامع هر پراکنده وای رافع هر افتاده دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده
الهی کار ان دارد که با تو کاری دارد یار ان دارد که تو چون یاری دارد او که در هر دو جهان تو را دارد هرگز کی تو را بگذارد
الهی در سر گریستنی دارم دراز ندانم از حسرت گریم یااز ناز گریستن از حسرت بهر یستیم و گریستن شمع بهر ناز از ناز گریستن چون بود این قصه ایست دراز
الهی یک چند بیا د تو نازیدم اینم بس که صحبت تو ارزیدم
الهی نه جز از یاد تو دل است نه جز از یافت تو جان پس بیدل و بیجان کی توان
الهی یاد تو در میاندل و زبان است و مهر تو در میان سر و جان
الهی شاد بدانیم که اول تو بودی وما نبودیم کار تو در گرفتی وما نگرفتیم قسمت خود نهادی و رسول خود فرستادی
الهی هر چه بی طلب به ما دادی به سزاواری ما تباه مکن هر چه به جای ما کردی از نیکی به عیب مااز ما بریده مکن و هر چه سزای ما ساختی به ناسزائی ما جدا مکن
الهی انچه ما خود کشتیم به بر میار و انچه تو ما را کشتی افت ما از ان باز دار
الهی از نزدیک نشانت میدهند و برتر از انی و دورت پندارند و نزدیکتر از جانی موجود نفسهای جوانمردی حاضر دلهای ذاکرانی ملکا تو انی که خود گفتی و چنانکه گفتی انی
الهی در این درگاه همه ما نیازمند روزی باشیم که قطره ای از شراب محبت بر دل ما ریزی تا که ما را بر اب و اتش بر هم ریزی
الهی دیگران مست شرابند و من مست ساقی مستی ایشان فانی است و از من باقی
مست توام ازجرعه وجام ازادم    مرغ توام از دانه ودام ازادم       مقصود من از کعبه و بتخانه توئی تو  
ورنه من از این هر دو مقام ازادم                     
الهی روزگاری ترامی جستم وخود را می یافتم اکنون خود را می جویم و ترا می یابم    
الهی تا از مهرتو اثر امد دیگر مهر ما به سر امد       
الهی ای مهربان فریاد رس عزیز ان کس که او با تو یک نفس نفسی که ان را حجاب ناید از پس
الهی کهی بخود نگرم گویم از من زارتر کیست گهی به تو نگرم گویم از من بزرگوارتر کیست
الهی ای سزای کرم ای نوازنده عالم نه با وصل تو اندوه است ونه با یاد تو غم
الهی ادای شکر ترا هیچ زبان نیست و دریای فضل ترا هیچ کران نیست و سر حقیقت تو بر هیچکس عیان نیست هدایت کن بر ما رهی که بهتر از ان نیست
یارب زره راست نشانی خواهم
از باده اب وخاک جانی خواهم
از نعمت خود چه بهره مندم کردی
در شکرگزاریت زبانی خواهم
الهی ما از غافلانیم نه از کافرانیم نگاهدار تا پریشان نشویم و درراه ارتا سرگردان نشویم
aa




الهي نامه

                   
الهی نه نیستم نه هستم نه بریدم نه پیوستم نه به خود بیان بستم
لطیفه ای بودم از ان مستم اکنون زیر سنگ است دستم
 الهی فرمائی که بجوی ومی ترسانی که بگریز می نمائی که
بخواه و می گوئی که بپرهیز
                
  الهی گریخته بودم تو خواندی ترسیده بر خوان نشاندی  
        ابتدا می ترسیدم که مرا بگیری به بلای خویش
        اکنون میترسم که مرا بفریبی به عطای خویش          
         
الهی چون بدانستم که توانگری درویشی است دوست درویشم                      
چون وعده دیدار دوست کردی غلام درویشم
الهی نمی شناختم می پنداشتم که شادم اکنون مرا چه شادی که 
شادی شناسی را به باد دادم
الهی چون عزیزان بناز پرورده ما را فراموش کنند تو بر ما
رحمت کن
الهی چون ما را در حجره بی شمع و چراغ مبتلا کنند ایمان
ما را تو چراغ لحد ما گردانی چون در معامله خود می نگرم
سزاوار همه عقوبتها هستم و چون در کرم تو نظاره می کنم
 سزاوار همه خداوندیها هستی   
الهی غافلا نیم نه کافرانیم
صمدا به برکت نواختگان حضرت تو وبه برکت گداختگان
هیبت تو
الهی به برکت متحیران جلال تووبه برکت مقهوران قهرتوکه
مارابه صحرای هدایت اری وازاین وحشت اباد به روضه ی
اقدس رسانی
الهی حاجت بسیار دارم وبر همه چیز توانائی انچه میخواهم
می توانی که به این بنده برسانی واز شر ظالمان مرا برهانی
ای رحمت تودستگیرماوای کرم تو عذر پذیر ماای داننده ی
هرحالی وشنونده ی هرشکوائی ای مجیب هر خواننده وای
قریب هر داننده
الهی دانی که بی تو هیچ کسم دستم گیر که درتورسم  به ظاهر
قبول دارم وبه باطن تسلیم نه از خصم باک دارم ونه از دشمن
بیم اگر دل گوید چرا گویم سرافکنده ام واگرخرد گوید چرا
جواب دهم که من بنده ام
الهی به برکت صدیقان درگاه توبه برکت پاکان درگاه توکه
حاجت این بیچاره ی درمانده  ومهمات جمیع مومنین و مومنان
را براورده بگردانی وانچه امید می داریم به عافیت ودوستکامی
برسانی وپیش ازمرگ توبه ی نصوح کرامت نمائی وختم کارها
به کلمه ی شهادت فرمائی
الهی کدام زبان به ستایش تو رسد کدام خرد صفت تو را بر تابد
کدام شکر با نیکوئی تو برابر اید کدام بنده به گذاردن عبادت تو رسد
خدایا از ما هر که را بینی معیوب بینی هر کردار بینی همه با تقصیر بینی با این همه باران رحمت تو باز نایستد و جز گل کرم نروید چون با دشمن باچنان پس با دوستان چه اندازه و چه پایان                            
الهی این سوز امروز ما درد امیز است نه طاقت به سر بردن نه جای گریز است این چه تیغ است که چنین تیز است نه جای ارام
و نه رئی پرهیز است    
الهی هر بر چیزی است و من ندانم بر چه ام بیمم ان است که کی       
دانسته شود که من کیم
الهی این تن کان حسرت است و دل من مایه درد و محنت می نیارم   گفت کاین همه چرا بهره من نه دست رسد مرا بر کان چاره من
الهی بود من بر تاوان است تو یک بار بود خود بر من تابان
مصیبت من بر من گران است تو اب خود بر من باران
خداوندا گناه من زیر حلم تو پنهان است تو پرده عفو بر من گستران 
الهی دوستدار از زبان خاموش است ولی حالش همه زبان است
وگر جان در سر دوستی کرد شاید که دوست را به جای جان است
غرق شده اب نبیند که گرفتار ان است به رئز چراغ نیفروزند که
روز خود چراغ جهان است
الهی چون با خود نگرم و کردار خود بینم گویم از من زارتر کیست                
 بندگی تو بینم گویم از من بزرگوارتر کیست
گاهی که به طینت خود افتد نظرم     گویم که از من از هرچه در عالم بترم
چون از صفت خویشتن اندر گذرم    از عرش همی به خویشتن در نگرم 
الهی گاهی که بخود می نگرم همه سوز و نیاز شوم و گاهی که به او می نگرم همه راز و ناز شوم چون به خود نگرم گویم
پر اب دو دیده و بس اتش جگرم     برباد دو دوستم و پر از خاک سرم
چون به او نگرم گویم
چه کند عرش که او غاشیه من نکشد
چون به دل غاشیه حکم و قضای تو کشم
بوی جان ایدم از لب که حدیث تو کنم
شاخ عزردیدم از دل که بلای تو کشم                                                                                                                                                          
الهی تو انی که خود گفتی و چنان که خود گفتی چنانی عظیم شانی
 و بزرگ احسانی عزیز سلطانی دیان و مهربانی هم نهانی وهم       
عیانی دیده ها را نهانی و جان را عیانی من سزای تو را ندانم
و تو دانی
الهی انچه بر سر ما اید بر سر کسی نیاید دیدهای که نظاره تو
اید هرگز باز پس نیاید اصل وصل دل است و باقی رحمت اب
و گل
الهی نظر خود بر ما مدام کن وما را برداشته خود نام کن و به                          
وقت رفتن بر جان ما سلام کن
یا رب دل پاک وجان اگاهم ده     اه شب و گریه سحر گاهم ده
در راه خود اول زخودم بیخود کن    بیخود چو شدم زخود بخود راهم ده
الهی یکتای بی همتائی قیوم توانائی بر همه چیز بینائی در همه حال
دانائی از عیب مصفائی از شرک مبرائی اصل هر دوائی داروی
دلهائی شاهنشاه فرمانفرمائی معززبه تاج کبریائی بتو رسد ملک خدائی
الهی نام تو را جواز مهر تو ما را جهاز شناخت تو مارا امان
  لطف تو ما را عیان




شش

الهی!بحق خودت حضورم ده و از جمال افتاب افرینت نورم ده
الهی !راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر
الهی !چگونه خاموش باشم که در دل جوش و خروش است وچگونه سخن گویم که خرد مدهوش وبیهوش است
الهی !ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره ای و ما همه هیچکارهایم و تنها تو کاره ای
الهی !از پای تا فرقم در نور تو غرقم یا نور السموات و الارض انعمت فزد
الهی!شان این کلمه کوچک که به این علو وعظمت است پس یا علی یا عظیم شان متکلم این همه کلمات شگفتلا تتناهی چون خواهد بود
الهی !وای بر من اگردانشم رهزنم شود و کتابم حجابم
الهی !چون تو حاضری چه جویمو چون تو ناظری چه گویم
الهی !چگونه گویم نشناختمت که شناختمت و چگونه گویم شناختمت که نشناختمت
الهی !اگر گلم و یا خارم از بوستان یارم
الهی !انسان ضعیف کجا و حمل قول ثقیل کجا
الهی !چگونه دعوی بندگی کنم که پرندگان از من میرمند و ددان رامم نیستند
الهی ! گرگ و پلنگ را رام توان کرد با نفس سرکش چه باید کرد
الهی !چگونه ما را مراقب نباشند که تو رقیبی و چگونه ما را محاسبت نبود که تو حسیبی
الهی !حلقه گوش من ان در ثمین انا بدک اللازم یا موسی
الهی !علف هرزه را وجین توان کرد ولی از تخم جرجیر خس نروید
الهی !حق محمد و ال محمد بر ما عظیم است اللهم صل علی محمد  و ال محمد




قران كريم و زنان

 فضيلت و برتري هر فرد بر فرد ديگر چه مرد و چه زن به تقواست.
قرآن مجيد مي گويد: هر انساني چه مرد و چه زن از دو انسان ديگر که يکي از آنها مرد و ديگري زن است يعني پدر و مادر خود به وجود آمده اند و هيچ فردي بر فرد ديگر فضيلت و برتري ندارد مگر به تقوا.
تقوا داراي درجات متعدد است و با درجات ايمان و علم و عقل و اخلاق معاشرتي با مردم و اعمال شايسته و ملکات فاضله مانند تواضع، صبر، حکم و ... ارتباط دارد و آن کسي که داراي درجه بالاتري از تقواست چه مرد چه زن بر کسي که در مرتبه پايين تر از تقواست چه مرد چه زن برتري دارد. بنابراين زني که داراي مرتبه عالي تر از تقواست بر مردي که در مرتبه پايين تر است فضيلت و برتري دارد.
يا ايها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثي و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقاکم ان الله عليم خبير – سوره حجرات آيه 13
اي مردم ما همه شما را از يک مرد و زن به وجود آورديم و شما را به اين منظور گروه گروه و قبيله قبيله قرار داديم که شناخته شويد بدانيد گرامي ترين شما در نزد پروردگار باتقوا ترين شما است و خداوند دانا و باخبر است و از مراتب و درجات تقواي شما آگاه است.
و نيز درجاتي ديگر اشاره دارد: من عمل صالحا مَنْ ذکر او انثي و هومون فاولئک يدخلون الجنته يرزقون فيها بغير حساب – سوره مومن آيه 40
کساني که اعمال شايسته انجام مي دهند چه مرد چه زن و داراي ايمان به خداوند نيز مي باشند آنان بدون حساب وارد بهشت مي شوند.
اين آيات قرآني دلالت دارند زنان هم مانند مردان ثواب عمل نيک خود را دريافت مي کنند.
چهره زن در داستان هاي گذشتگان
قرآن مجيد به منظور اينکه انسان ها در زندگي بر پايه عقل و انصاف گام بردارند و در برابر منطق و برهان راه لجاجت و عناد را پيش نگيرند قضايايي را گوشزد مي کند چون داستان حضرت سليمان (ع) و ملکه سبا زماني که حضرت سليمان براي ملکه سبا نامه اي نوشت و فرمود من پيغمبر خدا هستم گردن کشي نکنيد  به طرف من با پذيرش اسلام گام برداريد. ملکه سبا براي جواب نامه گفت: بهتر بر اساس فکر عقل حرکت کنم تا از هدفش آگاه شوم هدايايي را براي حضرت سليمان فرستاد وقتي هدايا به سليمان رسيد آنها را رد کرد و فهميد که نظام سليمان نظام مالي نيست و نامه اي به ملکه سبا نوشت و ملكه پس از دريافت نامه تصميم گرفت به ديدار حضرت سليمان برود و حضرت سليمان بيش از آنکه ملکه سبا نزد او بيايد تصميم گرفت تا با ارائه معجزه اي او را از نبوت خود مطمئن سازد.
آن حضرت به ملکه سبا دستور دادند تا تغيير مختصري در آن تخت به وجود آورند تا ميزان هوش او معلوم شود سوال کرد "کانه هو" گويا اين تخت من است و بعد از يک سلسله مناظره و پس از مشاهده جريان هايي گفت " رب اني ظلمت نفسي و اسلمت مع سليمان لله رب العالمين – سوره نمل آيه 44
پروردگار من تا به حال که در گمراهي بودم خودم در حق خودم ظلم کرده اکنون من همراه با سليمان در برابر اسلام و دين خدا تسليم راه پروردگار جهانيان مي باشم.
از قصه اين زن روشن است که در هر مورد عقل و منطق و انصاف حکم فرما شده است توفيق حاصل شده و در هرجا لجاجت و استکبار به کار رفته سقوط و تباهي به بار آورده چه مرد و چه زن بدون تفاوت.
آفرينش انسان بر اساس فطرت ديني
قرآن مجيد تغيير مخصوصي درباره خلقت انسان دارد و مي فرمايد:
" واتم وجهک للدين حنيفا فطرت الله التي فطر الناس عليها – سوره روم آيه 30 "
يعني چهره خود را به طرف دين حنيف و پاکيزه بگردان دين حنيف فطرتي است که خداوند همه انسان ها را چه مرد و چه زن بر پايه همين فطرت آفريده و مي دانيم که تمايل به کارهاي خوب و پاکيزه و احتراز از همه بدي ها و آلودگي ها جزء دين است.
توحيد پرودگار و ساير ارزش ها و اصول مانند ولايت امامت معاد وفا صفا خير صداقت عفت و عبادت خدا جزء فطرت و سرشت هر انساني است بدون تفاوت ميان مرد و زن و اگر کسي در راه انجام کارضد ارزشي گام بگذارد چه زن و چه مرد از فطرت الهي و اصلي خود منحرف گرديد و امام صادق نيز فرمودند:
"کل مولود يولد علي الفطره "       (  اصول کافي جلد 2 صفحه )13
يعني هر نوزادي از انسان ها با فطرت پاک متمايل به نيکي از مادر خود متولد مي شود.
بنابراين هيچ موجودي از انواع موجودات ذاتاً ناقص خلق نشده است.
قضاوت هاي غير عادلانه در دنياي ادبيات
نتيجه بحث قراني اين است که خداوند متعال همه انسان ها را با فطرت پاک و متمايل به نيکي و نفرت از کارهاي زشت آفريده و اين خلقت الهي نسبت به زن و مرد مساوي است و تفاوتي از اين جهت ميان آنها وجود ندارد ولي متاسفانه بر خلاف منطق قرآن مجيد بسياري از افراد چه در قالب شعر و چه نثر در نگرش و قضاوت خود نسبت به زن با نگرش و قضاوت خويش نسبت به مرد فرق مي گذارند و مي گويند خداوند مرد را نيکو آفريده ولي زن را مايه شر و بلا آفريده و بي وفايي و حيله و امثال اين ها جزء سرشت و طينت زن ها است.
چه نيکو گفت موبدبيش هوشنگ                        زنان زا آز بيش از شرم و فرهنگ
زنان در آفرينش ناتمامند                                     ازيرا خويش کام و زشت نامند
در کتاب نصيحه الملوک امام محمد غزالي گويد: حکيمي زن خواست کوتاه گفتند چرا تمام بالا نخواستي گفت زن چيزي بد است و بد هرچه کمتر بهتر است و گفت به حقيقت هر چه بر مردان و سد از محنت و بلا و هلاک همه از زنان رسد.
و اضافه مي کند: به وفاق زنان و قربت سلطان و ملاطفت ديوانه دل در بقاي آن نتوان بست.
منفي نگران پاسخ ندارد
اگر معتقد هستند که زن ها ذاتاً و فطرتاً  با مردها فرق دارند و مردها فطرتاً خوب و متمايل به خوبي ها هستند ولي زن ها از لحاظ سرشت و فطرت بد آفريده شده اند و متمايل به بدي ها مي باشند با قرآن مجيد و کلام آفريينده زن و مرد هرگز مطابقت ندارد زيرا منطبق قرآن مجيد اين است که خداوند متعال همه انسان ها را چه مرد چه زن با فطرت ديني و الهي و متمايل به نيکي آفريده است.و نيز قرآن همان طور که از مردان شايسته و رهروان راه حق تمجيد مي کند از زنان شايسته نيز که در پيمودن راه  خدا گام هاي استواري داشتند تمجيد و تکريم مي نمايد و همچنانکه از زنان منحرف و گناهکار انتقاد مي کند از مردان گناهکار و آلوده و منحرف نيز مذمت  مي نمايد .
اگر مي خواهيد بگوييد ارتکاب شرور و جنايات از گروه زن ها بيشتر از طايفه مردان است.
باتوجه به تاريخ گذشته بشريت و وضع فعلي جوامع دنيا مطلب بعکس است وارتکاب جرم جنايات از طرف گروه مردان بيش از طائفه زنان است مانند:
جريان کار حضرت مسلم (ع) در کوفه پيمان خود شکستند و تمام راهاي کمک به آن حضرت را بر او بستند ولي يک زن به نام طوعه آن حضرت را شناخت و با کمال شهادت اخلاص به خانه خود برد و از او پذيرايي کرد جريان حاثه عاشورا نقش ياران و زناني چون مادر وهب همسر زهير و امثال اين ها.
نقش زنان در قيام ها و نهضت ها در کلام امام رضوان الله عليه
تاريخ مملکت اسلامي سرشار از قيام و فداکاري زنان مسلماني است که در مقاطع حساس کشور پيوسته نقش سازنده خود را ايفا نموده اند ازجمله جريانتحريم تنباکو جريان مشروطه و مبازه با استبداد و ....
خوب است نقش زنان متعهد و مسلمان اين مملکت در انقلاب اسلامي را از زبان بنيان گذار جمهوري اسلامي امام خميني رضوان الله عليه بشنويم:
« در اين نهضت زنان حق بيشتري از مردان دارند زنان مردان شجاع را در دامان خود بزرگ مي کنند و قرآن کريم انسان ساز اگر زنان شجاع و انسان ساز از ملت گرفته شود ملت ها به شکست و انحطاط کشيده مي شوند زنان همدوش مردان بلکه جلوتر از آنان در صف قتال ايستا دند خود و بچه هاي خود و جوانان خودشان را از دست دادند ولي بازهم مقاومت کردند. »  صحيفه نور جلد 5 صفحه 153 و 154
"زن يکتا موجودي است که مي تواند از دامن خود افرادي به جامعه تحويل دهد که از برکاتشان يک جامعه بلکه جامعه ها به استقامت و ارزش هاي والاي انساني کشيده شوند.
به زنان خويش افتخار نماييم چه افتخاري بالاتر از اينکه زنان بزرگوار ما در مقابل رژيم ستمکار سابق و پس از سرکوبي آن در مقابل ابرقدرتها و وابستگان آنان در صف اول ايستادگي و مقاومتي از خودشان نشان دادند که در هيچ عصري چنين مقاومت و شجاعتي از مردان ثبت نشده است و آن قدر اعجاب آميز است که قلم و بيان از ذکر آن عاجز بلکه شرمسار است." ( صحيفه نور جلد 16 صفحه 125-127)
چکيده
انساني در ميان دو ديوار بلند تحجر و تمدن کاذب
محبوسي در اعماق دو زندان جاهليت و زندان بردگي مدرن
اسير دو کمند کمند اوهام و خرافات و ممند تهمت و افتراء آت
مقهور دو فرهنگ فرهنگ جاهلي و فرهنگ فريبنده به نام آزادي به عنوان علم و تمدن و تساوي حقوق.
حقوق زنان و نقش شخصيت اجتماعي آنان که از جمله مسائل مطرح قرن اخير مي باشد قرنها قبل مورد توجه و تاکيد اديان الهي بوده که به بررسي کتب مقدس اين اديان براي اثبات مدعا کافي است.
و نقش او در محيط خانواده جامعه در قرآن و عهدين پرداخته شده و در مرتبه اي پايين تر از مرد قرار دارد و تقريباً از تمامي حقوق و مزاياي اجتماعي محروم بوده و هرگونه قدرت انتخاب و آزادي عملي از او گرفته شده است اما در قرآن کريم زن آفريده مستقل انتخاب گري ازاد و تصميم گيرنده اي مختار باکرامت است که بر خلاف برخي توهمات از تمامي مزاياي حقوقي اجتماعي برخوردار است.
وجود موارد مشابهي در عهدين و قرآن در زمينه مسائل زنان همچون اهميت عفاف و اطاعت از مادر و احترام به او و ...  نشانگر همسوي اديان الهي و خواستگاه واحد آنان مي باشد هرچند که عهدين به دليل تحريفات بسيار زيادي که در آنها صورت گرفته است خواصيت اصلي خويش را از دست داده اند و نکته مهم اينکه استواري و جامعيت احکام قرآن کريم در تمامي مسائل مربوط به زنان کالاً ملموس و مشهور بوده و هر فرد منصفي را به حقانيت آن رهنمون مي شود.
به طور خلاصه نظر اسلام درباره زن اين است که زن عضو جدا نشدني اجتماع است که تا لياقت و مسئوليت ويژه خود را نشناخته و بکار نبسته و نيز تا اجتماع منزلت او را ندانسته و سنگ راه تکامل اوست آن اجتماع کامل نخواهدبود  و پيامبر اسلام مي فرمايند از دنياي شما سه چيز را دوست دارم بوي خوش زنان و نور چشمم نماز را.
شناخت مقام ومنزلت زن در اسلام و حقوق مقابلش از مقدمات دنيا وسعادت دنيا و آخرت است و اسلام و فرهنگ متعالي آن بيش از هر قانوني آسماني و زميني به زن احترام گزارده و مقام او را بالا برده و حقوق بيشتري در همه العاد زندگي براي او مقرر داشته است.
زن حقيقتي است كه در طول تاريخ فراز و نشيب هاي فراواني را تحمل كرده حتي زنده به گور شدن را به خود ديده است آنگاه كه اسلام در آسمان تاريك جاهليت درخشيد به زن عزت بخشيد فرزند دختر را حسنه بركت خواند زن را ريحانه معرفي كرد.

 

 

 

 

 

 

منابع:
جايگاه بانوان در اسلام : آيت الله العظمي حسين نوري همداني
منزلت زن در انديشه اسلامي : محمد فنايي اشكوري
حقوق زن در قرآن و عهدين :طاهره نور حسين فتيده
حقوق زن در اسلام خانواده : مريم ساوجي
قرآن و مقام زن : سيد علي كمالي دزفولي
زن از ديدگاه اسلام در تمدن غرب : كريم نافعي فرد

 

 

 




چهره زن در تاريخ بشري

و لهن مثل الذي عليهن بالمعروف
و براي زنانست حقي از معروف و خوبي همانند انچه براي مردان حقي برايشان است
موضوع جايگاه و موقعيت بانوان از دير باز مورد گفتمان انديشمندان و صاحب نظران بوده ونويسندگان در اين زمينه ديدگاههاي گوناگوني ارايه داده و هر يک از انان برداشت و تحليلي داشته اند
مکتب حيات بخش اسلام که کاملترين اديان است با توجه به نظر واقع بينانه به انسان و وظايف و تکاليف او موقعيت بانوان را به نحو اصولي مورد تجزيه و تحليل قرار داده و با عنايت به ساختار خلقت زنان به تبيين حقوق انان پرداخته است که با نگرش دقيق و خالي از اغراض بايد گفت در هيچ مکتب و گرايشي اينگونه حريم و حقوق زنان مورد حمايت قرار نگرفته و شان و منزلت انان مصو نيت پيدا نکرده است
زن در تاريخ قرون و اعصار متمادي در سطح همه عالم مورد ظلم و فشار و سرکوبي قرار گرفته و شخصيت او مورد هتک احترام واقع شده است  و در هيچ عصري از چنگال ظلم رهائي نيافته  و نفس راحتي نکشيده است
مگر نه اين است که پيش از ظهور اسلام با زنان در همه نقاط جهان به بدترين نوع برخورد مي شده و از کمترين حقوق اجتماعي محرومشان داشته بو دند
در ان فضا حضرت رسول اکرم رفعت مقام و شان والاي بانوان را با کمال صراحت اعلام و قوانيني بر اساس فطرت انسان مقرر داشت
انقلاب پر شکوه اسلامي با الهام از پيام دين تحوليس عميق در عرصه احقاق حقوق زنان پديد اورده و به جاي استفاده ابزاري از وجود زنان به تبيين جايگاه رفيع انان در زمينه هاي مختلف جهادي علمي اقتصادي و اجتماعي پرداخت
ولي هنوز متاسفانه در گوشه و کنار جهان سخناني که حاکي از درست پي نبردن به منطق اسلام در رابطه با شان و منزلت رفيع بانوان است شنيده ميشود
ولي چهره اي که قران مجيد از زن به تصوير مي کشد چهره يک انسان کامل است که در همه ابعاد انساني مانند مرد است و او به عنوان اينکه يک انسان است مانند مرد محور و مدار نعمت ها و عنايت هاي فراوان خداوند است و تمام استعدادها و شايستگي هايي که خداوند در مردان براي پيمودن راه کمال و سعادت قرار داده است و تقرب در درگاه خدا به داشتن تقواست و تقوا مراتبي دارد و هر فردي از انسان که داراي تقواست يا داراي تقواي بيشتري است چه مرد و چه زن از کسي که تقوا ندارد يا تقواي کنمتر دارد چه مرد و چه زن مقرب تر است

 


            

  بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و الصلوه و السلام علي رسول الله و علي اله االطيبين الطاهرين
ان المسلمين و المسلمات و المومنين و المومنات و القانتين و القانتات و الصادقين و الصادقات و الصابرين و الصابرات و الخاشعين والخاشعات و المتصدقين وال متصدقات و الصائمين والصائمات و الحافظين فروجهم والحافظات و الذاکرين الله کثيرا و الذاکرات اعدالله لهم مغفرهو اجر عظيما
مردان مسلمان و زنان مسلمان مردان با ايمان و زنان با ايمان مردان مطيع خداوند و زنان مطيع خداوند مردان راستگو و زنان راستگو مردان خويشتندار زنان خويشتندار مردان خاشع در پيشگاه خداوند زنان خاشع در پيشگاه خداوند مرداني که در راه خداوند انفاق مي کنند زناني که در راه خداوند انفاق مي کنند مردان روزه دار زنان روزه دار مرداني که دامن خود را حفظ
ميکنند زناني که دامن خويش را حفظ ميکنند مرداني که زياد به ياد خدا ميباشند زناني که زياد به ياد خدا هستند خداوند براي انها بدون تفاوت بخشايش و مزد بزرگي را فراهم ساخته است
                                                                                                      (ايه 35سوره احزاب)

 

 

 چهره زن در تاريخ بشري                          
براي زن چيني ازدواج نوعي معامله بود که والدين دختران خود را به هر کسي که مي خواستند دربابر دريافت هديه و پول تسليم مي کردند
دختران از تحصيل علم و سواد محروم و ممنوع بودند و هميشه مورد ضرب و شتم و اهانت پدران و شوهران خود واقع و به کارهاي سخت واداشته ميشدند
در هندو ستان زن يک موجود طفيلي براي شوهر محسوب مي شد وبراي او بعد از مرگ شوهر زندگي را جايز نميشمردند و زن را در روز چهلم شوهر در اتش انداخته ميسوزاندند وبهترين زنان زناني بودند که پس از مرگ شوهرانشان خود را در اتش بيندازند و بسوزانند
در مصر هر گاه اب رود نيل کم ميشد  دختر جواني را زينت کرده در ميان رئد نيل مي افکندند و غرق ميکردندتاا ب رود نيل زياد شود
در جزيره العرب وجود دختر در يک خانواده ننگ بزرگي محسوب مي شد وزني که فرزند او لش دختر بود قدم اورا نامبارک ميدانستند
قران مجيد وضع عربستان را با اين عبارت بيان مي کند
واذا   بشر احدهم بالانثي ظل وجهه مسودا و هو کظيم يتوارا من القوم من سوء ما بشر به ايمسکه علي هون ام يدسه في التراب علي ساءما يحکمون
يعني هنگامي که به يکي از انها اين بشارت مي رسيد که نوزاد دختري براي تو پا به عرصه وجود گذاشته است چهره اش از شنيدن سخن سياه ميشد و خشم و ناراحتي در نهادش موج مي زد و ازشرم و خجالت خود از مردم دور ميشد يا ان دختر را با خواري و ذلت نگاه مي داشت و يا در خاک پنهانش مي کرد اگاه باشيد که اينها قضاوت و ديد بسيار بدي دارند
در ممالک به اصطلاح متمدن ان روز هم کاري که نسبت به زنان انجام مي دادند کمتر از ملت هاي وحشي نبود:
در روم زن از حق ارث به کلي محروم بود و همچنين در برابر ظلم و تجاوزي که نسبت به او انجام ميشد اعم از تجاوز مالي و غير مالي حق مراجعه به دادگاه و دفاع از خود را نداشت در يونان زن را موجودي پست و پليد و شيطاني مي دانستند
از انچه که ذکر شد اين نتيجه به دست مي ايد که
1- معتقد بودند زن انساني است در افق حيوانات که اگر او را ازاد بگذارند هرگر از شر و فساد او ايمن نمي توان بود لذا بايد هميشه تحت مراقبت با شد و در زير چتر تبعيت از مرد زندگي کند
2- زن را جزء جامعه انساني نمي دانستند و او را مانند مسکن و غذا شئ اي  مي دانستند که جزء لوازم زندگي جامعه است
3- براي زن هيچ نوع حق اجتماعي که به نفع او باشد قائل نبودند
4- رفتار انها با زن براساس غلبه قوي بر ضعف شکل مي گرفت
اما ملت هاي متمدن علاوه بر انچه که گفته شد مي گفتند زن خلقتا ضعف است و هرگز نبايد
داراي استقلال باشد و از شر و فسا د او هيچ وقت نبايد ايمن بود
عامل اصلي مظلوميت زن رادردو قلمرومي توان خلاصه کرد:
1- قلمرو قدرت
زن  موجود مظلوم و مقهوري بود که نه در عرصه کارواقتصاد به او ميدان داده مي شد ونه در عرصه علم و هنر وتحقيق قدرت وفرصت اظهار وجود داشت
انها در صحنه حکومت وسياست نيز جايگاهي نداشتند نه کسي انها را لايق پست ومقامي مي دانست ونه کسي به انها فرصت اظهار راي و نظر مي داد
همه سرنوشتشان به دست مردان ورق مي خورد ودر زندگي خود چارهاي جز تسليم و رضا نداشتند
2- قلمرو فرهنگ
فرهنگ نقش بسيار مهمي در سازندگي افکار وعقايد مردم دارد ولي درفرهنگ هاي ملت هاي جهان از اغاز اين فرهنگ غلت جا افتاده بود که زن انسان درجه دوم است و خلقتا انساني است درسطح پايين حيله گر و بي وفااست مايه شر و بلا است اين مطالب چنان در اذهان و افکار عموم جا افتاده و رسوخ پيدا کرده بود که حتي زن ها نيز خود باوري را از دست داده ودر روح انها خود کم بيني به وجود امده بود وبه ان به عنوان يک سرنوشت تن در داده بودند         

 

 

چهره زن در ادبيات واشعار
قران مجيد اشعار را به دو نوع تقسيم مي کند
والشعراء يتبعهم الغاوون الم تر انهم في کل واد يهيمون وانهم يقولون مالا يفعلون الا الذين امنوا وعملو الصالحات و ذکروا الله کثيرا
يعني: گمراهان و رهروان راه باطل از شعرا پيروي مي کنند ايا نمي بيني که ان شعرادر هر وادي گام مي گذارند وچيز هايي را مي گويند که انجام نمي دهند مگر افرادي از شعرا که اهل ايمان به خدا وانجام اعمال شايسته بوده وزياد به ياد خدا هستند
اين ايه شعرا را به دو گروه تقسيم مي کنند
1- گروهي از انها را مورد انتقاد قرار مي دهند
2- گروهي را که اهل ايمان واعمال شايسته هستند وبسياري از اوقاتشان را به ياد خدا مي گذرانند را استثنا ميکند

براي پي بردن به نگرش منفي که برخي از ادبا درباره زنان داشته اند چهره زن را در ايينه ادبيات و اشعار مي بينيم:
1- نظامي :ديدگاه نظامي نسبت به زن اين است که زن بي وفا وحيله گرودورو است او افت جهان و بلاي جان و لجباز است و از دنده چپ افريده شده است
2- فردوسي :منطق فردوسي اين است که هر کس دختر دارد بد بخت است و کفن بهتر از فرمان زن است و او در مواردي برخي از زنان را مورد تمجيد قرار داده است                                                                                          
بهين زنان در جهان ان بود         کزو شوي همواره خندان بود                                                
3- سعدي :زن اگر از خانه بيرون شود بايد به گور برود و صداي زن را                  
   نبايدمرد بشنود و اساسا کاش زن در جهان افريده نمي شد
   او هر چند در موردي از زن با اين عبارت تمجيد  مي کند
        زن خوب فرمانبر پارسا            کند مرد درويش را پادشا
3- سنايي غزنوي : او درباره زن مي گويد چون اشتقاق زن از ماده زدن است پس بايد او را زد  




جهره زن در قران كريم

چهره زن در قران کريم
در روزگاري که در تمام فرهنگهاي اقوام و ملل جهان زن به عنوان يک موجود پست و طفيلي و انسان درجه دوم مطرح بود خورشيد اسلام طلوع کرد نداي عطوفت اميز پيغمبر رحمت حضرت محمد مصطفي روح نشاط و اميد در کالبد او دميد و راه ترقي و تکامل را به روي از همه جهت باز کرد و ايه هايي از قران مجيد را در رابطه با معرفي مقام مهم زن و ارزش والايي او براي مردم بيان نمود و زن را به عنوان اينکه مانند مرد يک انسان کامل است و شايسته همه کمالات و کرامت هاي انساني است و شايستگي خليفه الهي بودن را دارد معرفي کرد


خلقت ممتاز انسان چه زن و چه مرد
در قران مجيد ايات فراواني از خلقت ممتاز انسان سخن مي گويد و معلو است که در اين دسته از ايات نيز محور و مدار انسان است چه مرد و چه زن
و نفس و ما سو يها فا لهمها فجورها و تقواها قد افلح من زکاها و قد خاب من دسيها
سو گند به جان انسان و ان پروردگاري که ان را کامل و مرتب افريد وبراساس فطرت راه گناه و انحراف و راه تقوا و پاکي را به او نشان داد هر کس که نفس خود را تزکيه کند و پاکيزه ساخت رستگارشد و هر که ان را الوده کرد به خسران و زيان دچار مي گردد
منظور از نفس که با عظمت مخصوصي از ان ياد شده است روح انسا ن است بدون تفاوت ميان زن و مرد
و در جاي ديگر نيز مي فرمايد که ما انسان را در انچه که به انسانيت او مربوط مي شود و رکن و پايه و امتياز خلقت اوست از قبيل عقل فکر اراده و چهره و اندام وهمت بلند
حب جمال و کمال خواهي در نيکوترين و کامل ترين کيفيت افريده ايم
بر اين اساس خداوند تمام انچه را که به مرد از لحاظ خلقت انساني او داده است عينا همان مزايا را بدون تفاوت به زن هم عنايت کرده است

 

زن از منظر قران کريم
بر اساس تعاليم و اموزه هاي قران کريم ميان زن و مرد فرقي نيست قران کريم بالاترين حقوق را براي زنان قرار داده و  شخصيتي والا براي انها قائل و اين گروه را مستقل و کار امد معرفي مي کند
قران در کنار هر مرد بزرگ و قديسي از يک زن بزرگ و قديسه ياد مي کند و در همين راستا از همسران ادم و ابراهيم و از مادران موسي و عيسي در نهايت تجليل ياد کرده است
اگر از همسران نوح و لوط به عنوان زناني ناشايست براي شوهرانشان ذکر مي کند و از همسر فرعون نيز به عنوان زن بزرگي که گرفتار مرد پليدي بوده غفلت نکرده است گويي قران خواسته در داستان هاي خود توازن را حفظ و قهرمانان تاريخ را منحصر به مردان نکند
در تاريخ اسلام زنان قديسه و عاليقدر فراوان هستند کمتر مردي است که به مرتبه حضرت خديجه (س) برسد و هيچ مردي جز پيغمبر(ص) و علي (ع) به مرتبه حضرت زهرا(س) نمي رسد
زن در جاهليت پيش از اسلام در بدترين دوران عمر خود به سر مي بردند در سرزميني که براي زنان حقوق طبيعي و شئون انساني قائل نبودند نور اسلام درخشيدن گرفت و زن را از افکار جاهلي خلاصي بخشيد و او را به عروج ملکوتي و افق هاي روشن نائل گردانيد
زن حقيقتي است که در طول تاريخ فراز و نشيب هاي فراواني را تحمل کرده و حتي زنده به گور شدن را به خود ديده است 
زن غير از حقيقت انساني چهره هاي مختلف ديگري را نيز در خود نهفته دارد که بايد ان جلوه هاي مختلف کشف و ان صورتهاي گوناگون هويدا شود
قران کريم تفاوتي ميان زن ومرد قائل نيست
قران کريم کتابي معمولي نيست يا تنها کتاب تربيتي وحقوق نيست که موضوعات راتعريف کند بلکه مطالب را به صورت جامع وکامل بيان کرده است وطي ان داستان هايي همراه با قوانين ومسائل تربيتي و اموزشي گنجانده شده است                                                        
 ايات قران تصريح مي کندکه:
خداوند هر مرد و زني را که عمل صالحي انجام دهد به ان حيات طيبه مي بخشد اين حيات طيبه خاص زن يا مردي نيست بلکه هر مرد وزني که شرايط معنوي وروحاني را داشته باشد مي تواند به ان برسد چرا که حقيقت وجودي انسان ها به مسئله جسماني مرتبط نيست
زنان از منظر ايات اسماني قران کريم شخصيت والايي دارند
شخصيت حقيقي هر انساني اعم از زن ومرد از روح وباطن او نشات گرفته که ويژگي هاي معنوي او را تشکيل مي دهد چگونگي ظاهروجنسيت انسانها واين که زن يا مرد باشد هيچ گونه دخالتي در برتري يکي بر ديگري ندارد
بخشي از سوره حجرات اشاره بر اين دارد که :
ما شما را از زن و مرد خلق کرديم تا يکديگر را در زندگي روزمره شناسايي کنيد اما اين تفاوت
هاي ظاهري هيچ تاثيري در تبيين وملاک شخصيت افراد ندارد زيرا در ميان همه انسانها
ارزشمند ترين انها با تقواترين انسانهاست
ايات قران اسماني ومعنوي است ومرد را به زن برتري نداده است مرد وزن جز به پاکيزگي و پاکدامني برتري ندارد  که پيراستگي وکرامت انسان به هر کدام از زن يا مرد فضيلت وکرامت بيشتري مي دهد
زن ومرد از نظر قران با يکديگر برابر هستند
در عصر جاهليت و دنياي پيش از اسلام ارث بردن زن وخيلي از حقوق مرتبط با زن ممنوع بود اما در حوزه تمدن اسلامي ودنياي اسلام نه تنها اين مسئله بلکه برخي از محدوديت هاي زن باطل شد و حق وحقوق بسياري براي زنان در نظر گرفته شد
مجموع ايات قران نشان مي دهد که زن و مرد با يکديگر برابر هستند اگر چه تفاوتهاي فيزيولوژيکي با يکديگر دارند اما در واقع برابر بوده و هيچ تبعيضي ميان انها وجود ندارد
قران درجه فضيلت را به انديشه فکر و ميزان دينداري مي دهد و اينکه علما تنها بايد مرد باشند براساس اين بينش اسلامي زن مي تواند مناصب رياست را نيز به عهده داشته باشد
همانگونه که مردان مي توانند
اسلام زن و مرد را از لحاظ تدبير شئون زندگي به وسيله اراده و  کار مساوي مي داند و از اين رو هر دو در تحصيل احتياجات زندگي و چيز هايي که مايه قوام حيات انساني است از خوردن و اشاميدن و ساير لوازم بقا مساوي هستند                                                                                
خداوند در ايه (195)از سوره ال عمران مي فرمايد :
(بعضکم من بعض) يعني شما انسانها برخي از برخي ديگر هستيد و تفوتي در نسخ وجود نداريد بنابراين زن مي تواند مانند مرد مستقلا اراده کند مستقلا کار کند و مالک نتيجه کارش باشد و نفع و ضرر کارش مربوط به خودش است
پس مرد و زن به نظر اسلام و بر حسب انچه قران ثابت مي کند مساوي هستتند و خداست که حق را با سخنان خويش ثابت مي نمايد ولي براي زن دو چيز را مقرر داشته و او را به وسيله دو صفت ممتاز و مشخص ساخته است :
يکي ان که زن به منزله کشت است که نوع انساني به وسيله او تکوين يافته و نشو و نما مي نمايد و بقائش به وجود او بستگي دارد
دوم ان که وجود زن مبني بر لطافت و حساسيت است و اين امر در احوال و وظايف اجتماعي او تاثير دارد
خداوند در ايه (32)از سوره نساءمي فرمايد :
ارزو مکنيد انچه را که خدا به وسيله ان برخي از شما را بر برخي ديگر برتري داده مردان از ان چه به دست اورده اند بهره اي دارند و زنان از ان چه به دست اورده اند بهره اي و خدا را از فضلش بخوانيد و محققا خدا به همه چيز داناست
و منظور اين است که ملاک برتري هر يک از زن و مرد کارهايي است که ساختمان وجودي و موقعيت اجتماعي او اقتضا دارد و بعضي از برتري ها ويزه صنف خاصي است مانند برتري مرد بر زن در سهم ارث و برتري زن بر مرد در اين که هزينه زنگي او را با يد مرد تامين کند و در اين قسمت نبايد هيچ يک ارزوي مزيت صنف ديگر را بنمايد و بعضي از ببرتري ها ببراي هر دو صنف است مانند ايمان علم عقل تقوا و ساير فضائلي که در دين مستحسن شمرده شده و اينها از فضل خداست و بايد از او خواسته شود
زن از منظر قران کريم مستقل وکارامد است
زن مانند مرد انساني است که همه مواهب رشد را دارا بوده هيچ خللي درگوهر وجود او نيست ومي تواند مراحل رشد وتکامل را به خوبي طي کند
خداوند ابزارو وسايل رشد وتکامل را به اندازه اي که به مردان داده در اختيار زنان نيز قرار داده است و ياداور شده زن موجودي مستقل است از اين رو به او حق مالکيت مستقل را نيز داده است
خداوند انسان را از زن و مرد افريد و بقاي انسان را به اين دو جنس داده است خداوند در قران کريم در مواردي به هر دو جنس اشره مي کند به طور مثال هنگام سو گند خوردن هم به زن وهم به مرد سو گند مي خورد هنگام تعيين خليفه در روي زمين هنگامي که انسان را مطرح مي کند نيز زن و هم مرد را با هم معرفي مي کند
قران بالا ترين حقوق را براي زن قرار داده است
يعقوب جعفري نيا نويسنده و مفسر قران کريم با اشاره به اين که قران ايات و مطالب بسياري در مورد زن دارد اظهار داشت با توجه به اصل نزول قران در مکه و در عصر جاهليت که زن هيچ جايگاه مناسبي نداشت و با او مانند يک کالا برخورد مي شد نه ارث مي برد و نه حقي داشت تا جايي که دختران را ننگ و عار دانسته و انها را زنده به گور مي کردند شان و جايگاه زن از قدر و منزلت خاصي برخوردار شد
در اين شرايط که جامعه و افکار عمومي هيچ حق و حقوقي براي زنان قائل نبودند قران کريم بالا ترين حقوق را به زنان اختصاص دادو احکام خاصي براي انها در نظر گرفت از جمله ان که اجازه تصميم گيري ازدواج و انجام امور سياسي
نگاه قران به زن نگاهي والا و ارزشمند است
قران کريم زن را مانند مرد عضوي از اعضاي جامعه مي داند زن و مرد براي نيل به اهدافي که خداوند براي سعادت بشر در يک راستا معرفي کرده است مشترک و يکسان هستند .
قرآن به زن در مسائل مادي و اقتصادي استقلال داده است، افزود : نگاه قرآن کريم به زن نگاهي والا و ارزشمند دارد و آنگونه که جوامع غربي به عنوان وسيله سودجويي و ابزار مي نگرد، نيست .
مقام و منزلت زن در قرآن
آنچه در زير از نظر اسلام مي گذرد خلاصه اي از ديدگاه مکتب رهائي اسلام در مورد جايگاه زن که با توجه به بخشي از سور و آيات قرآن کريم تنظيم شده است.
مقام زن در اسلام چنان است که در قرآن کريم سومين سوره مفصل به نام "النساء" ناميده شده است و در ده سوره ديگر مسائلي مربوط به حقوق و منزلت زنان است و همه جا در خطابات عام آنان مورد خطابند و همچنين مي توان از بسياري از مفاهيم قرآن مي توان نکات مهمي را در اين رابطه استنباط کرد و مي توان اين ادعاي دروغ را که اسلام براي زن ارزشي قائل نيست بدينوسيله بطور کلي منتفي دانست.
اسلام زن را بعنوان مسئله مهم زندگي و متمم حيات انساني در مسائل اجتماعي، اخلاقي و قانوني خود جا داده و او را به عنوان عضو موثر جامعه دانسته است.
پيامبر اکرم صلوات الله عليه و اله آنگاه که از زنان بيعت گرفت به آنان اعلام کرد شما عناصر اصلي اجتماع و ارکان بنيادي جامعه هستيد و براي حفظ و سلامت آن بايد به ميزان سهم خود از آن پاسداري نمائيد.
يا ايها النبي اذا جاءک المومنات يبايعنک ....
اي پيامبر اگر زنان مومنه آمدند تا با تو بيعت کنند، (اينکه) با خداوند شريک نگيرد و دزدي نکند، و زنا نکنند، و فرزندان خود را نکشند(سقط جنين نکنند)و تهمتي نسازند، از آنچه ميان دست و پاي ايشان است (فرزند غير را به شوي خود نسبت ندهند) و در نيکوکاري ها از تو پيروي کنند، با ايشان بيعت کن و براي ايشان از خداوند آمرزش خواه، بدرستي که خداوند آمرزنده و مهربان است. سوره ممتحنه آيه 12
زن به عنوان موجودي زيبا، ظريف، مستقل، آرامي بخش، با تقدس دختري، همسري، خواهري و مادري در مسير تکامل جامعه است و تا ارزش خود را نشناسد و يا جامعه  از موهبت او محروم باشد، انحطاط قطعي آن جامعه را بدنبال خواهد داشت.
والله جعل لکم من انفسکم ازواجا و جعل لکم من ازواجکم بنين و حفده و رزقکم من الطيبات افبالباطل يومنون و بنعمت الله يکفرون سوره نحل آيه 27
بسياري از تکاليف مشخص شده براي زنان و مردان يکسان بوده و تفاوت هاي موجود مربوط به نقش، ظرفيت و لياقت هريک بوده و حقوق آنان نيز بر اين اساس معين شده است.
يا ايها الناس اتقو ربکم الذي خلقکم من نفس واحده و خلق زوجها و بثّ منهما رجالا کثيرا و نساء و اتقو الله الذي تسائلون به و الارحام ان الله کان عليکم رقيبا -  نساء آيه 1
اي مردم پروا كنيد از خداوندي كه شما را از نفس و ريشه و يگانه آفريد پس از آن از همان ريشه همسرش را آفريد و از آن دو مردان و زنان فراواني را پديد آورد و پروا كنيد از خداوندي كه به او همديگر را سوگند مي دهيد و پروا كنيد از خويشاوندان، بدرستي كه خداوند بر شما ناظر و رقيب است.
ان في الخلق السموات و الارض و اختلاف الليل و النهار لايات لاولي الباب* الذين يذكرون الله قياماً و قعوداً و علي جنوبهم و يتفكرون في خلق السموات و الارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك و قنا عذاب النار*.... فستجاب لهم ربهم اني لااضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثي من بعضكم من بعض فالذين هاجرو و اخرجوا من ديارهم و اوذوا في سبيلي و قاتلو لاكفرن الله سيئاتهم و لادخلنهم جنات تجري من تحتها الانهار ثواباً من عند الله و الله عنده حسن الثواب- آل عمران آيات 190-195
يوم تري المومنين و المومنات يسعي نورهم بين ايديهم و بايمانهم بشريکم اليوم جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ذلک هو الفوز العظيم – حديد آيه 12
بنابراين زن و مرد در بهره مندي از کسب و سعي و تلاش و پاداش عبادت و الزام به وظايف و مسئوليت ها مساويند.
و لا تمنوا ما فضل الله به بعضکم علي بعض للرجال نصيب مما کسبوا و للنساء نصيب مما اکتسبن واسئلو الله من فضله ان الله کان بکل شيء عليما- نساء 32
هرکس متناسب با شرايط خلقت خود از خزانه بي پايان الهي بهره اي دارد که بايد از فضل و احسان خداوند آنرا جستجو کند و تماناي بي جا نيز نداشته باشد و مرد و زن هر کدام وظايف محوله را از نظر فردي و اجتماعي ايفا نمايند.
ولهن مثل الذي عليهن بالمعروف وللرجال عليهن درجه و الله عزيز حکيم – بقره آيه 228
درجه خاص مرد بر زن امتيازي است که از نظر مرد بودن و قدرت، کفالت و رعايت و ... مسئوليت هاي اجتماعي داراست و بايد در جهت حفظ و آرامش و رفاه خانواده و جامعه صرف گردد و هرگز نشانه کرامت بيشتر او نسبت به زن قلمداد نمي شود زيرا:
ان اکرمکم عند الله اتقيکم
زن نيز به نوبه خود با توجه به آيه فوق امتيازات خاصي را داراست که منحصر به وجود او و متناسب با خاصه هاي وجودي و تکويني اش مي باشد.
در قرآن کريم مردان و زنان با القاب مساوي و همسان ياد شده اند که بر نقش و جايگاه هريک در جامعه و مساوي بودن آنان در اصل تکليف تاکيد دارد.
ان المسلمين و المسلمات و المومنين و المومنات و القانتين و القانتات و الصادقين و الصادقات و الصابرين و الصابرات و الخاشعين و الخاشعات و المتصدقين و المتصدقات و الصائمين و الصائمات و الحافظين لفروجهم و الحافظات و الذاکرين الله کثيرا و الذاکرات اعّد لهم و اجرا عظيما – احزاب آيه 35
ان المصدقين و المصدقات و اقرضو الله قرضاً حسنا يضاعف لهم و لهم اجر کريم- حديد 18
در بعضي از آيات قرآن مي توان به برتري زن بر مرد استنباط نمود که اين امر وظايف آنان را نسبت به جامعه سنگين تر مي نمايد.
اذ قالت امرأه عمران رب اني نذرت لک ما في بطني محررا فتقبل مني انک انت السميع العليم*فلما وضعتها قالت رب اني وضعته انثي و الله اعلم بما وضعت و ليس الذکر کالانثي و اني سميتها مريم و اني اعيذها بک و ذريتها من الشيطان الرجيم – آل عمران  آيات 35و 36
در ادامه اين گفتگو خداوند مي فرمايد: فتقبلها ربها بقبول حسن و انبتها نباتا حسنا....
در آيه فوق (ليس الذکر کالانثي) به برتري زن ومرد دلايل متعددي ذکر شده که از آن روايت زير است:
از امام باقر عليه السلام پرسيدند چرا زن ضعيف و مسکين يک سهم از ارث مي برد و مرد دو سهم؟
حضرت فرمودند: زيرا بر زن جهاد و نفقه و خونبها نيست و اينها همه بر عهده مرد است.
حق هرکس بايد متناسب با توجه به مسئوليت و نقش او در جامعه تعيين شود و جامعه اي که زن را به تلاش براي کسب در آمد چون مردان از خانه به بيرون کشانده، سمت مادري و زن بودن و نقش هاي اساسي تربيتي و مديريتي او ناديده بگيرد، اجتماع کامل و ايده آلي نيست. اسلام براي اين نقش اهميت فوق العاده اي قائل شده و جنبه هاي معنوي تربيتي را عمدتاً به او سپرده است.
و وصينا الانسان بوالديه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلثون شهرا حتي اذا بلغ اشده و بلغ اربعين سنه قال رب اورزعني ان اشکر نعمتک التي انعمت علي و علي والدي و ان اعمل صالحا ترضيه و اصلح لي في ذريتي اني تبت اليک و اني من المسلمين – احقاف آيه 15
امام رضا عليه السلام مي فرمايند:
" و بدان حق مادر، لازم ترين حقوق و واجب ترين آنهاست زيرا او باري ر ا برداشته که هيچ کس برنمي دارد و فرزند را حفظ کرد، با گوش و چشم و ساير اندامها، در حالي که به اين کار شاد و خوشرو بود، با همه دشواريهايي که هيچ کس بر آن تاب و شکيبايي ندارد فرزند خود را حمل کرد، راضي شد که خود گرسنه بماند و او سير شود، و خود تشنه بماند و او سيراب گردد، و خود برهنه بماند و او را بپوشاند و خود در آفتاب بماند و او را سايه دهد، پس بايد شکر از او و نيکوئي به او، به اين اندازه باشد، هرچند طاقت اداي کمترين حق او را نداريد، مگر خداوند"
وجوه اختلافات حقوقي بين زن ومرد بواسطه شرايط روحي و تکويني او ودر راستاي نقش او در جامعه است و اين به معناي بها ندادن و کم ارزش قلمداد کردن او نيست.
چنانچه خداوند متعال در ضمن برشمردن دعاها متقين دعا درباره همسر را در صدر آنها قرار داده است.
والذين يقولون ربنا هب انا من ازواجنا و ذرياتنا قره اعين و اجعلنا للمتقين اماما- فرقان آيه 75.

 




و برای زنانست حقی از معروف و خوبی همانند انچه برای مردان حقی برایشان است

و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف
و برای زنانست حقی از معروف و خوبی همانند انچه برای مردان حقی برایشان است
موضوع جایگاه و موقعیت بانوان از دیر باز مورد گفتمان اندیشمندان و صاحب نظران بوده ونویسندگان در این زمینه دیدگاههای گوناگونی ارایه داده و هر یک از انان برداشت و تحلیلی داشته اند
مکتب حیات بخش اسلام که کاملترین ادیان است با توجه به نظر واقع بینانه به انسان و وظایف و تکالیف او موقعیت بانوان را به نحو اصولی مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و با عنایت به ساختار خلقت زنان به تبیین حقوق انان پرداخته است که با نگرش دقیق و خالی از اغراض باید گفت در هیچ مکتب و گرایشی اینگونه حریم و حقوق زنان مورد حمایت قرار نگرفته و شان و منزلت انان مصو نیت پیدا نکرده است
زن در تاریخ قرون و اعصار متمادی در سطح همه عالم مورد ظلم و فشار و سرکوبی قرار گرفته و شخصیت او مورد هتک احترام واقع شده است  و در هیچ عصری از چنگال ظلم رهائی نیافته  و نفس راحتی نکشیده است
مگر نه این است که پیش از ظهور اسلام با زنان در همه نقاط جهان به بدترین نوع برخورد می شده و از کمترین حقوق اجتماعی محرومشان داشته بو دند
در ان فضا حضرت رسول اکرم رفعت مقام و شان والای بانوان را با کمال صراحت اعلام و قوانینی بر اساس فطرت انسان مقرر داشت
انقلاب پر شکوه اسلامی با الهام از پیام دین تحولیس عمیق در عرصه احقاق حقوق زنان پدید اورده و به جای استفاده ابزاری از وجود زنان به تبیین جایگاه رفیع انان در زمینه های مختلف جهادی علمی اقتصادی و اجتماعی پرداخت
ولی هنوز متاسفانه در گوشه و کنار جهان سخنانی که حاکی از درست پی نبردن به منطق اسلام در رابطه با شان و منزلت رفیع بانوان است شنیده میشود
ولی چهره ای که قران مجید از زن به تصویر می کشد چهره یک انسان کامل است که در همه ابعاد انسانی مانند مرد است و او به عنوان اینکه یک انسان است مانند مرد محور و مدار نعمت ها و عنایت های فراوان خداوند است و تمام استعدادها و شایستگی هایی که خداوند در مردان برای پیمودن راه کمال و سعادت قرار داده است و تقرب در درگاه خدا به داشتن تقواست و تقوا مراتبی دارد و هر فردی از انسان که دارای تقواست یا دارای تقوای بیشتری است چه مرد و چه زن از کسی که تقوا ندارد یا تقوای کنمتر دارد چه مرد و چه زن مقرب تر است




حقوق اين وبلاگ محفوظ است و هرگونه كپي برداري از آن با ذكر منبع بلامانع است
copyright 2007-2008 (c) www.blognaz.com-www.asadiweb.com-www.asadiweb.info
Best Resolution : 1024 X 768
This Template Designed By www.asadiweb.Com And mostafa asadi in iranian company asadico
درباره من

قرآن كريم وزنان
صفحه اول
مشخصات
آرشيو
دوستان
weblog rss
ايميل

پستهاي جديد
الهي نامه 2
الهي نامه
شش
قران كريم و زنان
چهره زن در تاريخ بشري


لينكها


دوستان


موضوعات مطالب
نامشخص
نامشخص
نامشخص
نامشخص
نامشخص
نامشخص
نامشخص


جستجو در وبلاگها



طراح قالب وبلاگ
قالب اين وبلاگ توسط طراحان قالب بلاگناز طراحي شده است به پشتيباني شركت اسدي
بلاگ ناز
شركت اسدي
وبلاگ مدير

لوگو دوستان



بازديد كنندگان
محل كنتور وبلاگ
غروب ;