| بلاگ ناز | ايجاد وبلاگ جديد | شركت اسدي | سايت پشتيباني | موتور جستجو | تبليغات | فروشگاه اينترنتي | چت روم ايراني | تالار گفتگوي فارسي | طراحي وب سايت | ثبت دامين فروش هاست | ساخت فلش بنر لوگو | لينك باكس |


X

ashoora


روضه وگريه بر امام حسين(ع)4

مجلس پانزدهم مرثیه او بود درقتلگاه گاهی به جهت اصحاب گاهی به جهت برادرش عباس گاهی برای پسرش علی اکبرگاهی برای قاسم وگاهی برای همه ایشان

اخرین مجلس ان سروروقتی بود که با تن پاره پاره روی خاک افتاده ونفسش به اخر رسید وبه حال خود واهل بیتش مرثیه می خواندومستمع خدای متعال بود عرض می کرداللهم متعالی المکان عظیم الجبروت ....

                

          نوع چهارم : مجالسی که بعد از شهادت ان حضرت منعقد گردید

اول :مجلس پیغمبر بود درمدینه که اومرثیه خوان ومستمع ام سلمه چنانکه ابن عباس نقل کرده که روزی صدای صیحه وناله عظیمی از خانه ام سلمه زوجه پیغمبر(ص)شنیدم پس به خانه او رفتیم اهل مدینه از زن ومردبه خانه اومی امدند گفتم تو را چه می شود ای مادر مومنین رو کرد به زنهای هاشمیه وگفت ای دختران عبدالمطلب مرا درگریه ونوحه یاری کنید که اقای شما وسیدجوانان اهل بهشت راشهید نمودند. گفتم از کجا این خبر را دانستی گفت حضرت رسول را درخواب دیدم که سر ورو ومحاسنش خاک الود بودسبب ان حالت را پرسیدم فرمود مردم هجوم اوردند وفرزند مرا دراین ساعت کشتند ومن در انجا حاضر بودم .

دوم مجلس عامی بود که درتمام  ماسوی الله برپا شد از زمان ومکان وهر چه در انهاست از اصناف مخلوقات از حجب وعرش اسمانها وملائکه وستاره ها عناصراربعه نباتات وحیوانات بهشت وخزنه ان وحور وغلمان وقصورواشجار وانهار وجهنم وخزنه ان وغیر ذلک در زمان مخصوصی که در ان احوال ما سوی منقلب شد درماتم انجناب وحال هر چیزی متغیر گردید به حسب خودش .

مجلس سوم قتلگاه بود که زینب مرثیه می خواند واهل بیت ولشکر می گریستند

چهارم مجلس طیور بودومرثیه خوان طایر ابیض بود .

پنجم مجلس وحوش درشب یازدهم محرم که همه گردنها راکشیده بودند به سوی جسد ان سرور وتا صبح ناله می کردند.

ششم مجلس مردان جن بود دراطراف جسد انجناب.

هفتم مجلس زنان جنیه بود در اطراف جسد مبارکش

هشتم مجلس ان جنی بود درقریه شاهی ومستمع پنج نفر ازاهل کوفه بودند که به جهت یاری ان حضرت امدند ونرسیدند .

مجلس نهم کوچه های کوفه بود که ذاکر زینب ام کلثوم فاطمه صغری و امام سجاد(ع)بودند وگریه کننده اهل کوفه از مرد وزن که صدای گریه وناله از ایشان بلند بود بعضی به سر می زدند وبعضی به سینه وخاک بر سر می ریختند و موهای خود رامی کندند وچنان روزی دیده نشده است .

دهم: مجلس اهل بیت بود در همه احوال واماکن از کربلا تا شام واز انجا تا مراجعت به مدینه وبعد از ان تا زنده بودند و مجلس حضرت  سجاد(ع) که مدت چهل سال متصل می گریست خصوصا در وقت طعام خوردن  ویا نوشیدن اب ومی فرمود پسر  پیغمبر (ص) گرسنه و تشنه کشته شد 

یازدهم:مجلس یزید بود که خود مرثیه کرد و روسای لشکرش مستمع بودند و در ان وقتی که به زوجه اش هند گفت نوحه کن بر حسین (ع) پسر فاطمه (س) که بزرگ قریش است و پسر مرجانه در کشتن او تعجیل نمود .

دوازدهم : مجلس یزید بود در مسجد شام که مرثیه خوان حضرت سجاد (ع)ومستمع اهل شام ویزید بودند .امام سجاد در خطبه ای پس از حمد وثناءالهی وصلوات بر جدش خاتم الانبیاء(ص)وجد دیگرش امیرالمومنین (ع)مرثیه پدر بزرگوارش را خواند تا اینکه فرمود منم پسران کسی که سرش را از قفا بریدند وعمامه وردایش راازتنش بیرون اوردند پس صدای صیحه وگریه از اهل شام وبنی امیه بلند شد .

سیزدهم مجلس زنان بود در خانه یزید که زینب وام کلثوم ودختران حضرت مرثیه می خواندندوزوجه یزید ودخترانش وزنان بنی امیه گریه ونوحه می نمودند واین وقتی بود که یزید اجازه عزای ان حضرت را داد پس هفت روز اقامه تعزیه نمودند .

چهاردهم مجلس ملائکه است که هرروز درنزد قبرانجناب منعقد می شود تاروزقیامت .

مجلس پانزدهم :حضرت فاطمه(س)هرروزنظرمی کند به مصرع فرزندش حسین (ع)پس فزیادی می کشد که تمام ارکان موجودات ازاسمانها وزمین دریاها وملائکه مضطرب می شوند تا اینکه پیغمبر خدا(ص)نزد او می اید واورا ساکت می نمایدودر حق زوار فرزندش دعا می کند .

مجلس شانزدهم :مجلس ائمه طاهرین است ازان جمله مجالس امام صادق(ع)بود که مرثیه گوجعفربن عفان عبدالله بن غالب وابوهارون مکفوف بود.دیگر مجلس امام رضا(ع)که مرثیه خوان دعبل خزاعی بود وخود ان حضرتمتولی نظم مجلس گردید.

هفدهم مجالس شیعیان است که تا روز قیامت برپا خواهد بودواز خصایصش ان است که هیچ وقت دچار کهنگی وماندگی وسبب افسردگی وملال نمی شود وعجب تر ان که هرسال به عزت ورواج وشکوه ان اضافه می گردد تاجائی که حتی مخالفان ومنافقان وکفارنیز عزای حسین(ع)رابر پا می دارند .

         نوع پنجم مجلس اهل محشر است که مرثیه خوان حضرت فاطمه (س)استدرحالتی که پیراهن حسین(ع)رادر دست داردوفریاد می کند پس پیغمبر(ص)وملائکه فریادکنند ومثال حضرت حسین(ع)در مجلس حاضر می باشددر حالتی که سر در بدن ندارد وجمیع انبیاءوملائکه ومومنین ازخلق اولین واخرین به گریه در ایند .

                فوائد گریه بر امام حسین(ع)

روایات کثیره درفضیلت گریه بر ان بزرگوار وفوائدان است که برخی از انها نقل می شود                                                                        

کفاره گناهان است که برای گریه کننده بر ان حضرت گناهی باقی نمی ماند .

سبب بالا رفتن درجات می شود هیچ رتبه ای بالا ترازرتبه خاتم الانبیاءواوصیای او نمی باشد وگریه کننده با ایشان ودردرجه ایشان است

صله حضرت رسول می باشد

همراهی با حضرت فاطمه زهرا(س)است زیرا ان بی بی هر روز گریه می کندامام صادق (ع)فرمودندایا دوست نمی دارید که از جمله کسانی باشید که فاطمه (س)را یاری می کنند          

همراهی وسبب سنخیت باحضرت بقیه الله (عج)است که ان حضرت می فرمایند فلاندبنک صباحاومساء هر صبح وشام برایت ناله سر می دهم

اداء حق پیغمبر خدا(ص)وائمه هدی می باشد

نصرت ویاری امام حسین(ع)است

تاسی به انبیاء وملائکه وبندگان صالح خدا می باشدچون انها هم برای امام حسین (ع)گریه می کنند

اداء مزدرسالت  می باشدکه مودت ذی القربی است .

لیاقت صلوات خداوند را پیدا می کند چنانکه در حدیثی وارد شده الا وصلی الله علی الباکین علی الحسین رحمه وشفقه .اگاه باشیدکه خداوند صلوات می فرستد بر گریه کنندگان برحسین(ع)از روی دلسوزی وشفقت

سبب نجات ازهول قیامت وعذاب الهی است .

فردای قیامت همه چشمها گریان است مگر چشمی که بر امام حسین(ع) گریه کرده باشد.

گریه کننده برامام حسین(ع)هنگام مردن چنان خوشحال می شود که ان شادی تا روز قیامت در دلش باقی می ماند .

چون روز قیامت از قبر بیرون اید خوشحالی از صورت او ظاهر باشد وملائکه به استقبال او ایند واورا به ثواب الهی  بشارت دهند.

مورد شفاعت پیامبر و اهل بیت او (ع) قرار گیرد

پیامبر (ص) دست گریه کننده بر حسین (ع)را می گیرد و از صراط عبور می دهد

گریه بر ان حضرت حرارت جهنم را خاموش می کند

اجر یک قطره اشک بر ان حضرت این است که در بهشت جاویدان بماند وپیوسته بر درجات بهشتی او بیفزایند  

چشمی که بر امام حسین (ع) گریه کند نزد خدا محبوب است

با گریه محبت بر ان حضرت پیدا می شود و بغض دشمنانش بیشتر می گردد

موجب حفظ شریعت محمدی (ص)و تضمین بقای دین مبین است

به گریه کننده ثواب صد شهید داده می شود

هرگز دلش نمی میرد بلکه حیات ابدی پیدا می کند

 

بانگرش به روایاتی که در مورد پاداش گریه مخلصانه و عارفانه بر حسین (ع)امده است وبا خگرش بر این واقعیت که نثار یک قطره اشک با اخلاص و عرفان بدان حضرت پاداش نهایت نا پذیری خواهد داشت و انچه نهایت ناپذیر باشد هر انچه از ان بر داشته پایان نخواهد پذیرفت امید به نجات جایگزین وحشت و اضطراب می گردد از خداوند می خواهیم که زندگی و مرگ ما را حسینی قرار دهد

حسین !ای محبوب قلوب مومنان !عنایتی فرما و محبت خود را بیش از پیش در دل و جان ما حک نما تا با عشق تو زندگی کنیم و با عشق تو از دنیا برویم .      ان شاءالله

"اللهم اجعل محیای محیا محمد و ال محمد ومماتی ممات محمد وال محمد"

 

 

 

منابع :

       1-    منتهی الامال     نوشته حاج شیخ عباس قمی

       2-    اشک روان بر امیر کاروان    ترجمه الخصائص الحسینیه   ایت الله حاج شیخ جعفر شوشتری   مترجم ایت الله حاج میرزا محمد حسین شهرستانی

       3-     سحاب رحمت تاریخ و سوگنامه سید الشهدا نوشته عباس اسماعیلی یزدی

        4-     سید الشهدا      نوشته ایت الله عبدالحسین دستغیب

         5-    فضایل و سیره امام حسین (ع) در کلام بزرگان      نوشته عباس عزیزی

         6-    زندگی نامه امام حسین (ع)    نوشته زین العابدین رهنما         




روضه وگريه برامام حسين (ع)3

شیعه ازگریه بیاساید و خانه دل را از ماتم وجام دیده را ازاشک درمصیبت امام حسین(ع)خالی بدارد ؟

سوز وحرارت قتل امام حسین(ع)در دلهای مومنان ودیعتی همیشه ماندنی است ."رسول الله (ص)فرمود :ان لقتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا"دل مومن گنجینه مهر ومحبت اوست واتش جانسوز شهادت اوارامش واسایش مومن را می گیردواشکباری مومنان در عزای او سنتی همیشگی است .

                         

                       مجالس ذکر مصیبت ان حضرت

مجالسی که از برای ذکر مصیبتش وگریه براو منعقد شده پنج نوع است

نوع اول:انجه منعقد شد پیش ازخلقت ادم

نوع دوم :انچه منعقد شد بعدازخلقت ادم وپیش ازولادت امام حسین(ع)

نوع سوم: انچه منعقد شد بعد ازولادت وقبل از شهادت امام حسین(ع)

نوع چهارم:انجه منعقد شد بعد ازشهادت امام حسین(ع) در دنیا

نوع پنجم:انچه منعقد می شود بعداز انقضای دنیادر روز قیامت

 

نوع اول:مجالسی که پیش از خلقت ادم در مصیبت امام حسین (ع)برپا شد یکی دروقت تقدیر شهادت بود که امر شدبه قلم برلوح ثبت کند پس قلم ولوح محزون شدند

دیگری حول عرش بود در ان وقتی که خطاب رسید به ملا ئکه که من خلق می کنم درزمین خلیفه پس عرض کردند ایا قرار می دهد که خون ریزی کند؟در بعضی تفاسیر وارد است که مقصود ملائکه قضیه کربلا بود واین کلام را از روی حزن واندوه گفتند خطاب امد که من می دانم انچه را که شما نمی دانید.

نوع دوم:مجالسی که بعدازخلقت ادم وقبل از تولد امام حسین(ع)در مصیبت ان بزرگوار برپا گردید .

مجلس اول عرفات بود در وقتی که ادم نظر نمود به ساق عرش واسماء خمسه را دیدوجبرئیل او را تلقین نمود که بگو"یا حمید بحق محمد(ص)یا عالی بحق علی (ع)یا فاطربحق فاطمه(س)یا محسن بحق الحسن(ع)والحسین(ع)ومنک الاحسان"پس چون اسم حسین (ع)را ذکر نموداشکش جاری گردید ودلش شکست . پس گفت:چرا در وقت ذکر این اسم دلم می شکندواشکم می ریزدپس جبرئیل مصیبت ان حضرت را بیان نمودوملائکه که حاضر بودندبا ادم مستمع شدندو گریستند.

مجلس دوم در بهشت مرثیه خوان حوریه ومستمع پیغمبر(ص)خدا وجبرئیل.در بحارالانوارروایتی از خاتم انبیاءاست که فرمود درشب معراج داخل بهشت شدم دیدم درختی ازنورکه درزیران دو ملک مشغول درست کردن زیوروحله بودندپس پیش رفتم دیدم یک نوع سیب که بزرگترازان ندیده بودم پس یک دانه ازان را شکافتم ناگاه حوریه ای ازان ظاهرشدکه مژگانش مانند بال نسربودپس گفتم تواز کیستی؟گریست وگفت من ازان فرزند مظلوم تو حسین بن علی (ع)هستم .

مجلس سوم دربهشت مرثیه خوان جبرئیل مستمع پیغمبر(ص)وحورالعین بودند.ازامام حسن(ع)  روایت شده که فرمودخبر داد مرا جدم چون شب معراج داخل بهشت شدم دو قصر بسیار بلند نزدیک هم به یک شکل دیدم یکی اززبرجد سبزودیگری ازیاقوت سرخ سوال کردم اینها ازکیست؟ جبرئیل گفت:یکی ازحسن(ع)ودیگری ازحسین(ع)گفتم چرا هردو به یک رنگ نیستند؟جبرئیل ساکت شد .گفتم تورابه حق قسم می دهم بگو گفت:سبزی قصر حسن به ان سبب است که اورا به زهرشهید می کنند وزنگش سبزمی شود وسرخی قصر حسین(ع)به سبب ان است که او رامی کشند ورنگش ازخون سرخ می شودپس پیغمبر(ص)وجبرئیل هردو گریستندوصدای صیحه وشیون ازحاضرین بلند شد

چهارم مجلس حضرت ادم بود درکربلاوقتی که سیراطراف زمین می کردچون به محل شهادت حسین(ع)رسید پایش به چیزی خورد وبرزمین افتادخون از پایش جاری شد. عرض کرد خداوندا ایا گناهی از من صادر شده مرا عقوبت نمودی؟وحی رسید نه ولی فرزندت حسین (ع)دراین مکان کشته می شودپس خون تو جاری شد موافق خون اوعرض کرد قاتل انجناب کیست؟وحی امد یزید ملعون پس اورا لعن کن چون او رالعن نمودبه سوی عرفات روانه شد.

مجلس پنجم :چون کشتی نوح به محل شهادت ان حضرت رسیدوجائی که کشتی نوح اهل بیت طوفانی شد ان کشتی به تلاطم افتاد و نوح ازغرق ترسیدمناجات کردپس جبرئیل نازل شدوقضیه کربلا را بیان نمودپس نوح واصحاب کشتی گریستندوبر قاتلش لعن کردندوگذشتند.

مجلس ششم مجمع البحرین بودکه موسی با خضر ملاقات نمودپس حدیث نمودند از محمد(ص)وابتلای ایشان تا به مصیبت حسین (ع)رسیدند صدای ایشان به گریه وناله بلند شد

هفتم مجلس شاطی حزران ازبرای ابراهیم بوددر وقتی که ملکوت اسمان وزمین رامشاهده نمودوشبح حسین(ع)را دید وگریست.

مجلس هشتم: وقتی که ابراهیم(ع)به کربلا عبور نمودپس اسبش به سر درامدواز اسب افتاد سرش شکست پس عرض کرد خدایاچه امر از من صادر شد؟پس اسبش به سخن امدگفت یا خلیل الله بدانکه در این زمین کشته می شودسبط خاتم انبیاء واز این جهت خون توجاری شد دران تاموافق شود با انجناب

 

مجلس نهم :وقتی که اسماعیل گوسفندان خود را به شریعه فرات فرستاد خبریافت چندروز است گوسفندان اب نمی خورند پس اسماعیل از خداوندسبب ان را پرسید وحی رسیدکه از گوسفندان سوال نما پس سوال نمود گفتند به زبان فصیح به ما رسیده که حسین(ع)سبط محمد(ص)با لب تشنه در این جا کشته می شود پس ما به جهت حزن او اب نمی اشامیم

دهم مجلس عیسی بن مریم است درکربلاکه مرثیه خوان اهوان صحرا وگریه کننده عیسی(ع)وحواریون بودند.

مجلس یازدهم :درطور سینا بودکه ذاکر خداومستمع حضرت موسی کلیم الله بود. درخبراست شخصی از بنی اسرائیل حضرت موسی (ع)رادیدکه رنگش زرد وبدنش لرزان وبه تعجیل می رود دانست که به مناجات خدا می رودعرض کرد یا نبی الله من گناه بزرگی کرده ام برای من ازخدا طلب عفو وبخشش نما چون موسی (ع)به مقام مناجات رسیدعرض کرد خداوندا فلان بنده تو گناهی کرده ملتمس عفو است خطاب رسید هرکس طلب مغفرت از من نماید اورا عفومی کنم مگر کشنده حسین(ع)راعرض کردحسین کیست؟وکشنده او کیست؟فرمود می کشند اورا جماعتی طاغی ویاغی که خودرا از امت جد او می شمارنددرزمین کربلا.....پس موسی گریست خطاب رسید ای موسی بدانکه هر کس گریه کندبرحسین(ع)یا بگریاند یا خود راشبیه به گریه کننده نماید حرام کنم بدنش را براتش.

دوازدهم مجلس عیسی بن مریم است که مرثیه خوان شیر ومستمع عیسی (ع)وحواریین بودندوان وقتی بود که در ایام سیاحت از کربلا گذشتند شیر غضبانی سر راه ایشان گرفت عیسی (ع) پیش رفت وگفت ای شیرچرا راه را برما بسته ای ؟او عرض کرد نمی گذارم از این زمین عبور کنید مگر اینکه لعنت کنید یزید را که کشنده فرزند پیغمبر خاتم یعنی محمد (ص)وفرزند ولی خدا علی(ع) است

مجلس سیزدهم:دربیت المقدس بودکه ذاکر خدا ومستمع ونوحه گر زکریا بود چنانکه از حضرت قائم (عج)مروی است که زکریا از خدا خواست اسماءخمسه طاهره رابه او تعلیم نمایدس جبرئیل نازل شدواو را تعلیم نمود پس زکریا هر وقت محمد وعلی وفاطمه وحسن را ذکر می کرد هم وغمش زایل می شد وچون اسم حسین(ع)راذکر می کردگریه در گلویش گیر می کردودلش به طپش می افتاد پس عرض کرد خدایا چه می شود که چون ان چهار بزرگوار را ذکر می کنم از هم وغم می رهم وچون حسین(ع)را یاد می کنم اشکم می ریزد ودلم می سوزد ؟پس خداوند او را خبر داداز قضیه ان حضرت وفرمود "کهیعص"پس کاف اشاره است به کربلا وهاءهلاکت عترت طاهره ویاءبه یزید عنیدکه قاتل حسین است وعین به عطش انجناب وصاد به صبرش برمصائب پس چون زکریا این واقعه هائله را شنید سه روز از مسجد بیرون نیامدومردم را از خودمنع نمودومتصل ناله وگریه می کرد.

 

نوع سوم:مجالسی که بعد ازولادت وپیش از شهادت درعزای او منعقدشد

اول: بالای اسمانها نزد سدره المنتهی بودکه خداوند امر نمود جبرئیل راکه با هزار قبیل از ملائکهوهر قبیلی هزار هزار ملک است که نازل شوند برپیغمبر(ص)وان جناب را تهنیت گویندپس تعزیه گویند او رابه شهادتش

دوم:حجره فاطمه(س)

سوم:حجرات ازواج پیغمبر(ص)

چهارم:مسجد پیغمبر(ص)ودراین جا مرثیه خوان گاهی جبرئیل (ع)بود وگاهپیغمبر(ص)وگاهی ملک قطر زمین وگاهی دوازده ملک که به صورت مختلف امدندومرثیه حضرت را گفتندوگاهی همه ملائکه چنانکه در خبر است که هیچ ملکی باقی نماند مگر اینکه امد وان حضرت رابه فرزندش حسین(ع)تعزیت گفت.

پنجم مجلس پیغمبر(ص)در کربلا بودکه فرمود:چون شب معراج به کربلا رسیدم مصرع حسین واصحابش رابه من نمودند.

ششم مجلس پیغمبر(ص)در مجمع مدینه وکربلاوان دروقتی بود که زمینها ازبرایش پست شد پس مقتل ان حضرت را دید واز خاک ان برداشت گویا همان خاک بودکه به ام سلمه داد وفرمود نگاه داراین خاک را پس هر وقت مبدل به خون شود بدان که فرزندم حسین کشته شده است.

هفتم مجلس امیرالمومنین(ع)در مدینه کوفه وغیر انها بود وانجناب مرثیه می فرمود ازبرای حسین (ع)در روی منبردر مسجد به عناوین بسیارو گریه می کرد وحالات او راذکر می کرد.ازجمله وقتی که با سر شکافته در محراب افتاده بود فرمود یا اباعبدالله تو شهید این امت خواهی بود پس انجناب در این مجلس مرثیه خوان ومستمع حسین(ع)و اهل کوفه بودند.

هشتم:مجالس حضرت زهرا(س)وام ایمن درمدینه بودزیراهروقت خبراین واقعه به اومی رسید مجلس گریه ونوحه منعقد می شد

نهم:مجلس امام حسن(ع)که مرثیه خوان اوبودومستمع حضرت حسین (ع)واهل بیت بودند دران وقتی که حضرت را زهرداده بودند واثران درتمام بدنش ظاهر گردیده ودرحالت احتضار بودکه امام حسین (ع)نزد اوامد اورا دربرگرفت وگریست فرمود:چرا گریه می کنی یا اباعبدالله گفت به حال شما گریه می کنم حضرت فرمود هیچ روزی مانند روز تونخواهد بودهجوم اورند برتو گروهی که همه ادعا می کنند اسلام راوخودرا ازامت جد ما می شمارند.اجماع می کنندبرکشتن وریختن خون تو واسیری عیال واطفال توپس اسمان در این حادثه خون وخاکستر می بارد بلکه هر چیزی برتو می گرید حتی وحشیان صحرا وماهیان دریا

دهم مجلسی بود در مسجدالحرام که مرثیه خوان ان حضرت بودومستمع حاجیان وان وقتی بودکه عزم بر سفر عراق نمودپس ایستاد وخطبه ای خواند

مجلس یازدهم :عصر تاسوعا که درپیش خیمه خود نشسته بودوبرشمشیر تکیه نمود اندکی خوابش بردناگاه صدای لشکر بلند شد که رو به خیمه ها می امدند خواهرش زینب نزد برادرامد عرض کردایا صدای لشکر را نمی شنوی که نزدیک خیمه ها رسیده اند؟حضرت فرمود اکنون رسول خدارا در خواب دیدم که می فرمود تو به سوی ما خواهی امد پس زینب لطمه ای چند بر صورت زد وفریاد واویلا برکشید .

دوازدهم مجلسی بود درشب عاشورا که درخیمه تنها نشسته بود و شمشیرش را اصلاح می نمود وبرخود مرثیه می کرد .

مجلس سیزدهم :شب عاشورا که اصحاب را در خیمه جمع کردوخطبه ای خواندوشهادت خودوایشان را بیان نمود ودوباره بیعت گرفت از ایشان بر کشته شدن بلکه بعضی بیعت نمودند برهزار مرتبه کشته شدن وسوختن وخاکستر به باد دادن .

چهاردهم مجلس او بود در میان خیمه گاه وقتلگاه وقتی که دخترش سکینه به نزد او امدو وداع نمود پس فرمود ای سکینه گریه تو به طول خواهد انجامید بعداز کشته شدن من حال دل مرا مسوزان به گریه خود مادامیکه زنده ام در دنیا وروح دربدن  من است .




روضه وگريه بر امام حسين(ع)2

اول :دیدن شبح وظل انجناب است درعالم اشباح واظله بلکه درعالم قد س وشاهدان قضیه ادم(ع) است دروقتی که ذریه خودرادرعالم ذر مشاهده نمودوقضیه کربلارادیدوگریست

دوم :شنیدن اسم انجناب است چنانکه خود فرمود:که ذکرنمی شوم درنزد  مومن ومومنه ای مگراینکه گریان وغمگین می شودازبرای من

سوم:ذکران حضرت است چنانکه ادم(ع) وزکریا(ع)گفتند:که درنزد ذکرحسین(ع)اشک من جاری می شودودلم می شکند .

چهارم:نظربه انجناب است چنانکه جدش پیغمبر(ص)دراول تولدش که او رادیدگریست وبعدهم هروقت نظربه او می کردمی گریست وپدرش امیرالمومنین(ع)نظرنمود به اوگریست وفرمود:اوسبب گریه هرمومن است

پنجم:نظربه قبران سروراست چنانکه حضرت صادق (ع)فرمودند:که حسین(ع)غریب است ودرزمین غربت گریه می کندبراوکسی که به زیارتش می رود

ششم:لمس بدن وتقبیل ان حضرت چنانکه جدش گاهی گلوی مبارکش رامی بوسید وگریه می کرد گاهی پیشانیش راگاهی دندانهایش راگاهی تمام بدنش راوگریه می کردعرض می کردپدرچراگریه می کنی؟می فرمود می بوسم جای شمشیرهاراوگریه می کنم

هفتم:انتساب چیزی به انجناب که همان ازاسباب حزن وبکاء می شود حتی مسماری که به اسم ان حضرت بود

هشتم :دخول ماه شهادتش که محرم است سبب حزن وبکاء تمام مردوزن می شود

نهم :اب سردنوشیدن است وان همیشه ازاسباب گریه حضرت صادق (ع) بود چنانکه داود رقی روایت نموده که نزدانجناب بودم پس اب نوشید وگریان گردیدوفرمود ذکرحسین(ع)عیش مارا منغص کرده هروقت اب سردمی نوشم یاد می اورم اورا

دهم:بوئیدن تربت مبارکش وان گریانید پیغمبرخداراچنانکه ازحضرت امیر(ع)مرویست که برپیغمبر(ص)واردشدم ودیدم اشک ازچشم مبارکش جاری است عرض کردم یارسول الله چرااشک می ریزی ؟مگرکسی تورابه خشم اورده ؟فرمودنه لکن جبرئیل درنزد من بودوبه من خبردادکه حسین (ع)رانزدشط فرات به قتل اورندواگرخواسته باشی تربتش رابونمائی بیاورم گفتم اری پس دست خوددرازکردوقبضه خاکی اوردوبه من داد پس بی اختیار اشکم جاری شد.

مقصدسوم:درکیفیت رقت وجزع وگریه بران حضرت

اول:گریه قلب است به هم وغم وان اول مراتب است وثمره اش ان است که ثواب نفس کشیدن دران حال ثواب تسبیح است .

دوم :احتراق قلب است وثمره ان فرح است درحال احتضار

سوم:گردیدن اشک است درچشم پیش از جاری شدن برصورت چنانکه حضرت صادق (ع)فرمود:که گریه کننده راخداوند رحمت می کند پیش ازانکه اشک از چشمش بیرون اید

چهارم:بیرون امدن اشک ازچشم هرچندبه قدر بال پشه ای باشدکه ان سبب امرزش گناهان است هر چندبه اندازه کف دریا باشد.                

پنجم :ریختن اشک است ازچشم ودران خاصیتی است که فرمودند:هرگاه یک قطره ازان درجهنم ریزد ان راخاموش کند

ششم: جاری شدن ان برصورت وریش وسینه واین گریه حضرت صادق (ع)است دروقتی که شخص مرثیه می خواند از برایش پس فرمود: هراینه ملائکه گریه کردندچنانکه ماگریه کردیم بلکه بیشتروخداوند ازبرای تو تمام بهشت را واجب کرد

هفتم :صیحه زدن ونوحه کردن وفریادزدن وجان دادن است جنانکه حضرت صادق (ع)دردعافرمود خدایا رحمت کن ان صیحه راکه به جهت مابلند می شود

هشتم:زدن برسروصورت است وان عمل عبدالله بن عمربوددروقتی که خبر شهادت حضرت به اورسیدوفریادمی کردکه:هیچ روزی مثل روزحسین نیست یزید تااینکه اورا ساکت نمود

نهم:تباکی است یعنی خودراشبیه گریه کننده نمایدکه ازبرایش بهشت خواهد بود یعنی هرگاه قساوت قلب داشته باشدونسوزدپس لااقل سررابه زیراندازدواظهار انکساروحزن نماید  

               

                   فلسفه احیای فرهنگ عاشوراواقامه سنت عزاداری

فلسفه عزاداری وتذکرامام حسین (ع)که به توصیه ائمه اطهارسال به سال بایدتجدید شود به خاطراموزندگی ان است چون یک درس تاریخی است.برای این که انسان یک درس رامورد استفاده خودش قراربدهد اول باید ان درس رابفهمد.ائمه دین خواستند مکتب حسین (ع) دردنیا باقی بماند شهادت حسین(ع)به صورت یک مکتب مکتب مبارزه حق با باطل برای همیشه باقی بماند والاچه فایده به حال امام حسین که ما گریه بکنیم یا نکنیم وچه فایده به حال خود ما دارد .ائمه دین خواستند قیام امام حسین(ع) به صورت یک مشعل فروزان همیشه باقی بماند .این قیام یک چراغی است ازحق ازحقیقت دوستی از حقیقت خواهی یک ندائی ازحق طلبی ازحریت وازادگی  است .

درزمان خود ائمه اطهار که این دستورصادرشد جریانی زنده وفعال وانقلابی به وجودامد .نام امام حسین (ع)شعارانقلاب علیه ظلم گشت یکی از نتایج بسیار مفید حادثه عاشورا که همواره مورد استفاده عموم واز وسایل تعلیم وتربیت وهدایت جامعه است برنامه ای است که به عنوان سوگواری در مسیر تاریخ ودرطول قرنها اجرامی شود.

دکتررینوجوزف مستشرق معروف فرانسوی درکتاب معروف خود موسوم به اسلام ومسلمانان به فواید مراسم سوگواری ازجنبه سیاست واخلاق وتربیت وکمالات اشاره کرده او مرکزثقل ان را درکشورهای اسلامی ایران معرفی کرده وپیشرفت وبقای شیعه را بخصوص درکشورهای هند وپاکستان وبعضی کشورهای دیگرمرهون سوگواری سیدالشهدا(ع) دانسته است او عقیده دارد که با حفظ این مراسم جمعیت وشوکت وترقی شیعه دراینده تضمین خواهد شد .

اگر زمینه ترقی علمی وصنعتی واقتصادی جامعه های اسلامی را دقیقا بررسی کنیم به خوبی روشن خواهدشدکه فرقه شیعه پیشرفته ترین جامعه در میان جوامع اسلامی است وامادگی انان برای هرگونه اموزش علمی وصنعتی جدیدوقدیم بیشتراست.

شیعه دین خودرابازور شمشیر پیش نبرده بلکه بانیروی تبلیغ ودعوت پیشرفت کرده وکوشش درتوسعه مراسم سوگواری مهمترین عامل توجه هندیان ومجوس وسایر مذاهب به مذهب تشیع بوده است .

مجالس بزرگداشت سید مظلومان وسرورازادگان مجالس غلبه سپاه عقل برجهل عدل برظلم امانت برخیانت وحکومت اسلامی برحکومت طاغوت است .اگرعاشورا نبود مردم ازدین بیگانه می شدندواساسا تجدید حیات دین به عاشورااست . با همین عزاداری هامردم به شریعت نزدیک می شوندواحکام الهی رامی اموزند.مجالس حسینی است که درانها مکارم اخلاق وصفات حمیده چون وفا وغیرت وشهامت وعفاف وامانت وشجاعت وایثاروصبرواستقامت وعدم خضوع دربرابر ظالم احیا می شود .این مجالس وسیله اگاهی ورشد سیاسی جامعه وزمینه ساز نهضتها وانقلابهای دنیا استکه مقدمه ظهور حضرت مهدی (عج)خواهدبود .

اسلام با نام مبارک سیدالشهدا(ع)زنده است اگر محفلی درراه ویادامام حسین (ع)وترسیم هدفهای بلند او تشکیل گردد ودران ازستمی که براورفت سخنی به میان ایدودر ان جا هرسه مرحله سوگواری برحسین (ع)یعنی گریستن همدردی باسوگواران او وحزن واندوه پدید اید وقلبها با درود وسلام براوعظمت او رادریابند وبه حقش عارف گردند وبدان اشک نثار کنند وسوز وگداز گیرند وپیروزی وشهادت با اورا ارزو نمایند بی تردید به اوج فوزوفلاح پر کشیده وبه ثواب همه وسایل نجات حسینی نائل امده اند .

هیچ صحنه ای بالاتر وبهتر از این صحنه درجهان وجود نداردکه این اندازه درس توحید وایمان کامل به جهان را بدهد ومظهرنفس مطمئنه باشد چون روحش توحیداست . همه تربیت ها برای این است که روح بشر دربرابر حوادث شکست ناپذیر شود تنش با شمشیرها قطعه قطعه ثروتش به باد  فرزندانش کشته خاندانش اسیرولی روحش ثابت ومحکم بماند.

راه حسین (ع)راه قلب بلکه راه خداست اگر کسی بادل متوجه حسین(ع) شود مصائب وحالاتش رابخصوص درایام عاشورامتذکر شود به طور حتم دلش خواهد شکست واشکش جاری خواهد شد .قطرات اشکی که در سوگ امام حسین(ع)جاری می گردد دارای خواص بسیاری است ازجمله:

1-محبوبترین قطرات اشک درپیشگاه خداست

2-خاموش کننده اتش قهر خداست به گونه ای که اگر قطره ای ازان درجهنم فرو افتد اتش ان را خاموش خواهد ساخت

3-فرشتگان قطرات اشک برحسین(ع)را دریافت ودر شیشه های مخصوصی جمع می کنند این اشکها را به خزانه داران بهشت می دهند تا با اب گوارای حیات دربهشت برین امیخته سازند وبدین وسیله شیرینی وگوارائی ان هزاران برابر افزایش خواهد یافت

4-هرکار شایسته وهر چیزی پاداش ویژه ومعلومی دارد مگر پاداش نثار اشک برحسین (ع)که بی نهایت وغیر قابل سنجش است.

                 

                    فلسفه گریستن بر مصائب امام حسین (ع)

اگر اشکی که ما برای او می ریزیم در مسیر هماهنگی روح ما باشد پرواز کوچکی است که روح ما با روح حسینی می کند اگر ذره ای از همت او ذره ای از غیرت او ذره ای از حریت او ذره ای از ایمان او ذره ای از تقوای او در ما بتابد و چنین اشکی از ما جاری شود ان اشک بی نهایت قیمت دارد اگر گفتند به اندازه بال مگس هم باشد یک دنیا ارزش دارد بله اشکی که برای عظمت حسین (ع) برای شخصیت حسین (ع) باشد اشکی که نشانه ای از هماهنگی با حسین بن علی (ع) و پیروی کردن از او باشد یک بال مگسش هم یک دنیا ارزش دارد .

از دلایل گریه شیعیان امام حسین (ع) در شهادت او همین همبستگی و پیوند ذاتی است امیر مومنان علی (ع) فرمود: ان الله تبارک و تعالی

" واختارنا وا ختارلنا شیعة ینصروننا و یفرحون لفرحنا  و یحزنون لحزننا و یندلون اموالهم و انفسنا فینا اولئک منا و الینا " خداوند ما را بری خود بر گزید و برای ما شیعیانی بر گزید که اهداف بلند مارا یاری می کنند و در شادمانی ما شادمان و در اندوه ما اندوهگین می گردند جان و مال خویش را در راه ارمان های توحیدی ما نثار می کنند به راستی که انان از ما هستند و به سوی ما می شتابند.

شرایط قبول عمل و یا حبط و افت زدگی درکارهای شایسته وعباداتی رخ می دهد که فرد انها را با اراده و اختیار و تلاش وکوشش و به نیت تقرب به خدا انجام دهد در حالی که تمسک و توسل به وسایل رهایی بخش حسین (ع) و اثار و نتایج درخشانی که وعده داده شده همیشه مشروط به نیت وتلاش وتوجه واراده نیست چرا که گاه اصلا نمی توان به ان عنوان کار اختیاری وارادی داد تاد دچار تباهی گردد رقت قلب وسوز دل به رنج و مصائب ان حضرت و نثار اشک بر او گاهی با نیت و قصد و توجه به این واقعیت است که ان جناب پیشوای معصوم و اطاعتش سعادت افرین و برهمگان واجب است در حالی که نسبت به او بیداد گری های زشت و ظالمانه را در مورد او و راه و رسم الهی اش روا داشتند که چنین سوز اشکی عبادت است و عمل صالح . اما سوز دل و جریان اشک بر ان قهرمان حریت و ازادگی بدون توجه به مقام امامت و ولایت و عصمت ان حضرت است بلکه تنها به خاطر ازادگی عدالت خواهی ظلم ستیزی شجاعت و دیگر ارزش های والای انسانی اوست

دقت در شیوه نا جوان مردانه و ضد انسانی حکومت و انبوهی اوباش مدعی اسلام و مسلمانی با ان سمبل والایی و شایستگی با نگرش به کشتن او در حالت تشنگی نشستن بر روی سینه و جدا کردن سرش با شمشیر و دیگر .

شقاوت هایی که در برخورد با ان حضرت از خود نشان دادند قلب ها را جریحه دار و عواطف پاک انسانی را به جوشش و غلیان می اورد بدون اختیار اشک بر گونه ها جاری و اندوهی جایگاه در دل پدید می اورد این گریه و سوز گر چه بدون قصد تقرب بدون توجه به مقام عصمت و ولایت است حالت خوش و سعادتمندانه ای است که راه نجات و برانگیزاننده رحمت پروردگار است فردای قیامت میزان ثواب و جزا احسن اعمال است می شود گفت احسن اعمال دل شکستگی برای حسین (ع) است زیرا میزان در اعمال نیت است و در این عمل حتی قصد ثواب هم نیست .

مصیبت حسین (ع) که دل را سوزانده جز علاقه و محبت چیز دیگری در کار نیست لذا این قدر اثار عظیم برای چنین عمل خالصی که هست جای شگفتی نیست چون این پاداش عظیم به خاطر گریه و گریه کننده در سوگ حسین (ع) نیست بلکه در حقیقت برای خود حسین (ع) و در برابر فداکاری و ایثار و جهاد بی نظیر او در راه خداست .

قبولی توبه به برکت وسایل حسینی چنان که در دعا می خوانید :

خدایا توبه ای نصیب من فرما که موجب این شود که گناهانم پاک گردد ضلمت از دلم زدوده شود وقتی انسان از گناهش توبه کرد باز دلهره دارد که ایا توبه نصوح بود که پاک شود تا خواست یاس او را بگیرد به رحمت واسعه الهی یعنی حسین (ع) متمسک می شود یادش می اید در روایات وعده داده شده هر دلی که برای حسین (ع) سوخت خدا به برکت حسین (ع) به او رحم می فرماید .

 وقتی فرشتگان اسمان برامام حسین(ع)گریانند وپریان وپرندگان درزمین وهوابراونوحه گرند ایا هم نوائی انسانها با این افریدگان اقتضا نمی کند که با یاداوری انچه برخاندان ولایت وعصمت گذشت گریه ونوحه ای همیشگی داشته باشد.

اسمان برحسین (ع)گریسته است چهل روزدرعزای حسین(ع)چشم اسمان گریان بوده است ایا سزاست چشم زمینیان برمصیبت او گریان نشود؟

انگاه که امام سجاد(ع)عمری رابا یاد کربلامی گذراندوهیچ ابی را جز با اشک ریزان برمصائب عاشورا نمی نوشد انگاه که امام صادق(ع) درایام محرم غرق درماتم می گردد ولبخند ازلبانش محومی شود درروز عاشورابه عزا می نشیند وخود روضه خوان جد غریبش می شود . انگاه که امام رضا(ع)غمنامه خویش رادرعزای جد بزرگوارش می سراید ویاد اوری روز عاشورا رامایه مجروح گشتن پلکها وریزان شدن سیل اشکهای خود می شمارد.

انگاه که امام زمان (عج)خودرا نوحه خوان همیشگی وگریه کننده هر شب وروزبرمصائب جد بزرگوارش می داند وگریه کردن براو را تا انجا که به جای اشک خون از دیده ببارد را وظیفه خود می شمارد ایا رواست




روضه وگريه بر امام حسين (ع)1

                     بسم الله الرحمن الرحیم
روضه وگریه برامام حسین (ع)
اول:خصوصیات خشوع ازبرای ان حضرت ورقت وگریه واقامه عزاوانشاء رثاء براو
مقدمه:پس بدان که خشوع امری است محبوب ومرغوب درگاه اله چنان که فرموده است:(الم یان للذین امنواان تخشع قلوبهم لذکرالله)ایا هنوز وقت ان نرسیده است که دلهای مومنان برای خداخشوع کند .
یعنی بعد ازان که خداوند به شما عقل وهوش داده ومشاهده ایات درانفس وافاق نموده اید بلکه درذره وورق واسباب اعتبارراشب وروزمی بینید دراشخاص که به غفلت مبتلا هستندوبعد ازان که ایات قران برشماخوانده شدکه اگربرکوه خوانده شود متلاشی خواهدشد وبعداز ان که انبیاء ورسل امدند وشما راتهدید وتخویف کردندومدت مدیدی است که اسلام برپاشده وگوشها ازان پر گشتندوشما همه ادعای ان رامی کنید.
ایا وقت ان نشده است ازبرای کسانی که عمرشریف رابه غفلت گذرانیده اند و ساعتی به یاد خدا نبوده اندمتنبه شوندوبقیه عمرراتدارک کنند به خشوع قلب غلبه خوف واضطراب شاید توبه ایشان قبول باشدودردرگاه اله راه یابندوازجمله محجوبین ازلقانشوند .
ایا وقت ان نشده استکه کسانی که موفق شده اندبه معرفت اولیا خدا این که قلب ایشان خاشع شوددرنزد ذکر حسین(ع) پس گریه کنند بران حضرت تا داخل خاشعین لذکرالله باشندزیراهم چنان که ولایت ایشان ولایت خدا و عداوتشان عداوت خداومحبت ایشان محبت اووزیارتشان زیارت اوو معرفت ایشان معرفت اواست پس خشوع قلب درنزدذکرایشان همان خشوع قلب به ذکرالله محسوب خواهد شد ایاوقت این امر نرسیده خصوصا"دروقتی که محرم داخل شودوعاشورابرسد وهمه مردم درجوش وخروشند پس ای مومنین حال زمانیست که قلوب شما خاشع شودبه ذکر حسین(ع) که راجع است به ذکرخداپس ذکر خداکنیدبه ذکر کثیربه ذکرحسین(ع) به نحوی که راجع به ذکرخداباشد.چون که خشوع به ذکر حسین(ع) چندقسم است که بعضی ازان راجع است به ذکرخداوهمان است فرد کامل ان
                       مقصداول:در منشاء باطنی ازبرای گریه
منشاء باطنی ازبرای گریه وسبب حصول ان گاه سببی است که ملحوظ گریه کننده است وگاهی سببی است که ملحوظ نیست
    نوع اول: گریه به سبب ملحوظ که بر هشت قسم است
اول: به سبب علاقه قلبیه باصاحب مصیبت باشد واعظم علاقه هاعلاقه والدین است وازاین جهت است که خداوند منان حق والدین راقرین حق خودذکرفرموده است وسببش ان که ایشان باعث وجود صورت تو هستند پس چون حق علت وجود صوری به این مرتبه است پس علت ا یجاد صوری ومعنوی احق است به این حق پس والد حقیقی که نبی ووصی(ع) است اولی به احسانند واقامه عزاوگریه برسیدالشهدااحسان است به پیغمبر(ص) وامیرالمومنین(ع) وفاطمه زهرا(س) بلکه در بعض روایات(وبالوالدین احسانا) نیکی به پدر ومادربه حسن (ع)وحسین (ع) تفسیر شده است پس گریه براواحسان است به والدابتداء
وسبب این که گریه احسان است این است که معنی احسان منفعت رسانیدن است به کسی وعمده نفع اعزاز واحترام است وگریه اعزاز اموات ومقتولین است وازاین جهت حضرت ابراهیم دعانمود وسوال کردازخدادختری راکه بعداز مردن ازبرایش گریه کند .چون پیغمبر (ص)شنید گریه زن های انصار را بر شهدای احد فرمود عمم حمزه گریه کننده ندارد پس انصار زنهای خود را امر نمودند که بر حمزه گریه و ندبه نمایند و حضرت پیغمبر (ص) در حق ایشان دعا فرمود
جناب حمزه سید الشهدارا تجهیز نمودند از تشییع و نماز و دفن و سایر احترامات مگر همین که نوحه گر نداشت پس برپیغمبر(ص) گران امدوحضرت سیدالشهداحسین (ع)هیچ نداشت مگرزنان نوحه گرولکن ظالمان ایشان راازندبه وگریه منع می نمودند پس بیائید ای دوستان گریه کنیم بران شهیدغریب به نحو گریه قریب حقیقی زیراکسی که چنین گریه نکندعاق والین وقاطع رحم خواهد بود.
دوم:علاقه شدت اتصال است نظر به این که هرگاه عضوی ازانسان مریض شود یادرد اید تمام بدن درزحمت والم است وازاین قسم است گریه حورالعین برانجناب دربهشت که دارالسروراست زیراکه ایشان ازنورانجناب خلق شده اند پس چگونه می شود که ان حضرت برروی خاک گرم بابدن مجروح درزیرپای مرکبان افتاده باشد وسرش برنیزه وخونش برزمین جاری ودلش ازتیرسوراخ وجگرش ازتشنگی تفتیده وقلبش ازمفارقت اولادوبرادرانواصحاب سوخته مع ذلک حورالعین درقصور بهشتی به عیش وسرور مشغول باشند وبعضی ازاقسام گریه شیعیان ازاین قسم است زیراکه در خبری ازامام صادق(ع) منقول است که فرمودند:شیعیان ماازما هستندوازفضل طینت ماخلق شده اندوبه اب ولایت ما خمیرشده اندراضی شدندبه این که ماائمه ایشان باشیم وماهم راضی هستیم که ایشان شیعه ماهستندمصیبت مامصیبت ایشان است گریان می شوند برصدمات ماومحزون می شوند به حزن ما ومسرور می گردندبه سرورماوما هم متالم می شویم به تالم ایشان ومطلع هستیم براحوال ایشان پس ایشان باماخواهندبودوازماجدانمی شوندماهم ازایشان جدانمی شویم پس فرمود:خدایا شیعیان ماازماهستندوهرکس یاد کند مصیبت مارا وگریان شودازبرای ماخدااوراعذاب نخواهدنمود .
ودرحدیث دیگرازامیرالمومنین(ع) مروی است که فرمود:به درستی که خدای تعالی اختیارنمودازبرای ماشیعیانی که یاری می کنندومسرورمی شوندبه سرورماومحزون می گردندبه حزن ماوجان ومال خودرادرراه مامی دهندایشان ازماهستندوماهم ازایشان هستیم این حدیث شریف دلالت داردبراین که مخلصین شیعه راخدااختیارنموده است چنان که شهدا   را
 
اختیارنموده است پیش ازشهادتشان
وازبرای شیعه علاماتی است چنان که پیغمبر(ص)استدلال نموده ازمحبت ان طفل که خاک پای حسین(ع)رابرچشم می مالیدبراین که اوازانصار حضرت خواهد بوددرکربلا حال بیائیدگریه کنیم به سبب این علاقه اگر خودراشیعه می شماریم زیراکسی که گریه نکندبه این علاقه ازایشان نخواهدبود.
سوم:علاقه سوم حقوق است یعنی مصاب صاحب حق باشد برگریه کننده حقوق بسیاراست یکی حق ایجاداست مانندوالدین واجدادوانجناب صاحب این حق است برمازیراکه وجود ماووجوداباءماهمه به واسطه ان حضرت است که نوراوبانورجدش یکی است
دیگرحق اسلام وایمان است وان ثابت است ازبرای هرمسلمی برمسلمی به جهت مشارکت دراسلام پس چگونه است حق کسی که سبب شدازبرای هدایت مابه ایمان حسین (ع)که جان خودرادرراه دین خدا داد اگرتن به این مصیبتها نمی داد دین شیعه ظاهرنمی شدزیراکه بنی امیه کمال تسلط بربلادوعبادراداشتندوتمام سعی نمودنددراخفای دین حق تااین که امررا براکثرمردم مشتبه نمودندبه نحوی که سب حضرت امیرراازاجزاءنماز قراردادندودرذهن مردم داخل کردند که بنی امیه ائمه اسلامند وچنین می دانستندکه هرکس مخالفت ایشان کنددرضلالت است وچون حضرت سیدالشهدا(ع) رابه این کیفیت عجیبه شهید کردندوعیالش راکه عترت پیغمبر(ص)بودندبه این کیفیت اسیرنمودند مردم متنبه شدندوفهمیدند که اگر ایشان ائمه حق بودندچنین کاری نمی کردندچون فعل ایشان موافق نیست نه بادین ومذهبی ونه باطریق عدالت ونه باطریق سلاطین جورپس ازان اعتقادات برگشتندوازایشان تبری جستندوکم کم  براه هدایت رفتند ومذهب شیعه ظاهرگردید بلکه اهل سنت هم دانستندکه ایشان خلیفه نبودند وحکام جوربودند پس سبب هدایت به دین خداحسین (ع) است
حق دیگرحق حیات است ومعلوم است که حیات حقیقی ابدی بلکه صوری ظاهری همه به سبب انجناب است که ما راهدایت نمودبه ولایت که سبب قبول اعمال است
حق دیگر حق دوستی است وانجناب کمال دوستی رابه شیعیان دارد ودر یمین العرش همواره نظرش به سوی زواروگریه کنندگان است
حق دیگر حق زحمت است پس هرگاه کسی ازبرای تو دردسری بکشد یا زحمتی متحمل شود همیشه ازاوخجل هستی ودرصدد تلافی برمی ائی وتدارک زحمت اورا می کنی ونمی دانم به چه چیز تدارک توانی کرد ایا این چند قطره اشک تلافی می کند این حق عظیم را؟
چهارم:علاقه بزرگی وجلالت شان است زیراکه مصیبت بزرگان اجله خصوصا"اگر منافی جلالت شان ایشان باشدموجب رقت است هر چند اجنبی یا کافر باشد وحکم شارع نیزبراین جاری است وازاین جهت حضرت پیغمبر(ص) جامه خودرابرای عدی بن حاتم فرش نمود بااین که کافربود وفرمود: اکرام نمائیدعزیز قومی راکه ذلیل شده است
پس باید مانند غلامان برای سیدواقای خود بنالیم زیراکه بزرگ وجلیل بود وهتک حرمتش نمودند بدنش راعریان وعیالش رابه اسیری شهربه شهر گردانیدند ودرایشان به کنیزی طمع نمودند
پنجم:علاقه محامد صفات است زیراکه حسن صفات موجب رقت است برصاحبش هرچنداورا نشناسدبلکه شارع مقدس امرنموده است به احترامش هر چندازکفارباشد چنان که وحی رسید به موسی(ع) که سامری رامکش زیراکه صاحب سخاوت است ویکی ازکفاررااسیرنمودند ودرمعرض قتل اوردند جبرئیل نازل شدکه این شخص رامکش که صاحب سفره است پس مصیبت صاحب صفات حسنه تاثیردرقلوب می کندخصوصا"اگربه ضدان صفات باشد مثلا"کسی که درسخاوت هزارها عطیه کرده است اگر محتاج شودکه لقمه نانی خواهش کند البته دل به حال اومی سوزد حضرت حسین (ع) که جامع صفات حمیده وخصال پسندیده است چگونه به ضد انها بااورفتارنمودند اینها همه موجب رقت قلب وگریه هرانسانی  است
ششم :علاقه تبعیت است گریه کنیم به تبعیت پیغمبرخدا(ص)که تاسی به انجناب لازم است بلکه تبعیت جمیع انبیا واوصیاء بلکه تبعیت اسمان وزمین ووحوش وطیوروبهشت وجهنم وجن وملک ومایری ومالایری بلکه اشجار واحجارواهن چنانکه درقضیه میخهای کشتی نوح(ع)واقع شد که خون گریست پس تو به تبعیت اشک ببار اخرقلب که از سنگ واهن سخت ترنیست
هفتم :علاقه جنسیت است که موجب رقت است مثلا"اگربشنوی که مردی رابدون تقصیردرصحراباعیال واطفال صغیر وپسران جوان وبرادران وخواهران واصحاب حبس نموده اندوبه ان گونه که شنیده ای بااومعامله کردند البته قلبت بر حال اومحترق می شود
هشتم :گریه ازبرای مجموع صفات است که انجناب هم والد حقیقی بود وهم اتصال به اوداری وهم بزرگ است دراسمان وزمینوصاحب همه حقوق است برتو وصاحب صفات حمیده تمام خلق براو گریسته اند واز جنس بشربوده بی گناه وبی تقصیر مورداین صدمات ومصیبات گردیده
                 
 نوع دوم:گریه بدون سبب ملحوظ که ان نیزچندقسم است
اول:هرخضوع وانکساروهم وغم که ازبرای مردم حاصل می شود پس مرجع تمام انها رقت بران حضرت است
دوم:رقت فطری است که درفطرت خلایق ازدوست ودشمن قرارداده شده لکن دردشمنان بروزش وقتی است که غفلت ازدشمنی دارند مثل گریه یزید عنید دراین قسم گریه قطع نظرازهمه صفات حمیده وجلالت شان وثواب واجروتبعیت بی اختیاربازاشک جاری می شود
سوم:فطرتی که بالاتر از سابق است که ازبرای دشمن حاصل می شود حتی با التفات به بغض ومنع نفس ازرقت وتشجیع برصبرمع ذلک غالب می شودگریه برایشان مثل گریه ابن سعدواخنس بن یزیدوخولی وگریه ملعونی که به غارت می بردزیوراهل بیت راوگریه همه لشکربه سبب بعض حالات که بدون اختیارایشان رابه گریه می اورد.

           مقصددوم:دراسباب خارجیه که باعث برگریه است
اسباب خارجیه که باعث گریه است وازخصایص انجناب است وان ده سبب است:




حقوق اين وبلاگ محفوظ است و هرگونه كپي برداري از آن با ذكر منبع بلامانع است
copyright 2007-2008 (c) www.blognaz.com-www.asadiweb.com-www.asadiweb.info
Best Resolution : 1024 X 768
This Template Designed By www.asadiweb.Com And mostafa asadi in iranian company asadico
درباره من

مسابقه بزرگ عاشورا حوزه علمیه خواهران
صفحه اول
مشخصات
آرشيو
دوستان
weblog rss
ايميل

پستهاي جديد
روضه وگريه بر امام حسين(ع)4
روضه وگريه برامام حسين (ع)3
روضه وگريه بر امام حسين(ع)2
روضه وگريه بر امام حسين (ع)1


لينكها


دوستان


موضوعات مطالب
نامشخص
نامشخص
نامشخص
نامشخص


جستجو در وبلاگها



طراح قالب وبلاگ
قالب اين وبلاگ توسط طراحان قالب بلاگناز طراحي شده است به پشتيباني شركت اسدي
بلاگ ناز
شركت اسدي
وبلاگ مدير


لوگو دوستان



بازديد كنندگان