|
بلاگ ناز |
ايجاد وبلاگ جديد |
شركت اسدي |
سايت پشتيباني |
موتور جستجو |
تبليغات |
فروشگاه اينترنتي |
چت روم ايراني |
تالار گفتگوي فارسي |
طراحي وب سايت |
ثبت دامين فروش هاست |
ساخت فلش بنر لوگو |
لينك باكس |
| X |
گوناگون | |
|
دعا هائي از امام سجاد (ع)
12:06 AM, 3/18/2008
0
...نظردهي...
...لينك مطلب...
اين مطلب را براي دوستانتان ايميل كنيد وبلاگ ما را ارسال كنيد پاداش خداوندی ازامام سجاد(ع)روایت شده است که فرمود:هر کس روزی یک بار بگوید:اللهم العن الجبت والطاغوت خدایا جبت وطاغوت را لعن کن خداوند هفتاد هزار حسنه درنامه اومی نویسد وهفتاد هزار گناه ازاومی زدایدوهفتادهزاردرجه به اوعطا می کند . دعا به هنگام خشم هرگاه کسی حضرت سجاد(ع)را باسخن نامناسب خشمگین می کرد امام می گفت :اللهم ان کان صادقا فاغفرلی وان کان کاذ با فاغفرله بارخداوندا اگر اوراست می گوید مرا بیامرز واگردروغ میگوید مرا بیامرز . بی نیازی از کدام خلق ؟ کسی در حضور امام سجاد(ع)گفت :اللهم اغننی عن خلقک بارالهامرا از خلق بی نیاز گردان .حضرت فرمود :چنین نیست زیرا مردم به یکدیگر نیاز دارند بلکه بگو :اللهم اغننی عن شرار خلقک بارالها مرا از اشرار خلق بی نیاز گردان . اسم اعظم از امام سجاد (ع)نقل شده است :یک سال تمام پس از هر نماز از خداوند عز وجل می خواستم که اسم اعظم خود را به من تعلیم کند به خدا سوگند پس از فراغت از نماز صبح ودر حالی که نشسته بودم خواب مرا ربود . در عالم رویا مردی را دیدم که روبه روی من نشسته بود وگفت:دعای تو مستجاب شده است پس بگو :یا الله یاالله یا الله وحدک وحدک وحدک لا شریک لک انت المنان بدیع السموات والارض ذوالجلال والاکرام وذوالاسماءالعظام وذوالعز الذی لا یرام والهکم اله واحدلا اله الا هوالرحمن الرحیم وصلی الله علی محمد واله اجمعین . یا الله یاالله یاالله .یگانه ای یگانه ای وشریک نداری تو صاحب منن ونعمت هستی اسمان ها وزمین را افریدی ای صاحب جلال واکرام ای صاحب عزت دست نایا فتنی .وخدای شما خدای یگانه است وخدایی جز اوکه بخشاینده ومهربان است نیست وخداوندا برمحمد وهمه ال او درود فرست امام سجاد (ع)می فرماید :برای هرکاری وهرچیزی که این دعا را خواندم به خواسته ام رسیدم وامید دارم که این دعابرایم نزد خداوند ذخیره ای باشد مناجات خدای من وسید ومولای من اگر توفیقت را ازمن بگیری خوارم کرده ای خدای من وسید ومولای من اگر به خویشم و.اگذاری هلاکم کرده ای خدای من وسید ومولای من اگر مرا از خودت برانی وبه اظهارنیاز وسوال از غیر خودت واداری ذلیلم نموده ای خدای من وسید ومولای من گناهانم مرا تباه کرده ا ست وتو سزاوارترین کس به بخشش هستی . خدای من وسید ومولای من گناهانم بسیارو سنگین شده است و جز تو ازگناهان بزرگ در نمی گذرد خدای من وسید ومولای من نیک گمانی من به توبرنا فرمانیت گستاخم کرده است.اما با تمام این احوال خدای من وسید ومولای من اگر به دوزخم افکنی به یقین مرا همنشین کسانی کرده ای که در راه تووبرای خشنودی توبا انان ستیز ودشمنی می کردم . توکل برخدا زیاد بن اسلم می گوید :امام سجاد (ع)چنین دعا می کرد:اللهم لا تکلنی الی نفسی فاعجزعنها ولاتکلنی الی المخلوقین فیضیعونی !بارخدایامرا به خویش وامگذارکه از سامان دادن خویش ناتوانم وبه خلق وامگذار که مرا ضایع وتباه می کنند . خود شکنی حافظ عبدالعزیز بن اخضربا اسناد خوداز مردی ازاهل کوفه که او را راستگو خوانده اورده است که علی بن الحسین (ع)در دعای خویش می خواند:اللهم من انا حتی تغضب علی ؟فوعزتک ما یزین ملکک احسانی و لا یقبحه اساءتی ولاینقص من خزائنک غنایی ولا یزید فیها فقری خدایا من که هستم که بر من خشم گیری ؟به عزتت سوگند نیکی من سلطان وحکومت تو رانیاراید وبدی کردار من ان را زشت نکند وبی نیاز کردن من خزائن تو را کاستی ندهد بی توانی وفقر من بران نیفزاید . ایه الکرسی قبل از ظهر از امام صادق (ع)نقل شده است که فرمود :امام سجاد (ع)سوگند می خورد که هر کس ایه الکرسی را قبل از ظهر هفتاد بار بخواند واخرین بار ان مصادف با ظهر باشد تمامی گناهان گذشته واینده اوبخشیده می شود و اگر در ان سال بمیرد بدون حساب بخشیده می شود . دعای ان حضرت در طلب باران ثابت بنانی گوید :به همرا ه گروهی از بصریین عابد مانند ایوب سجستانی وصالح مری و عتبه غلام و حبیب فارسی ومالک بن دینار عازم حج بودیم هنگامی که داخل مکه شدیم دیدیم به خاطر کم امدن باران اب بسیار کم است تشنگی بر من فشار اورد اهالی مکه وحجاج از ما خواستند تا دعا کنیم باران ببارد کنار کعبه امده وخاضعانه از خداوند خواستیم باران بیاید اما چیزی صورت نگرفت در این حال جوانی را دیدیم که امد حزن واندوه از سیمای او نمایان بود چند دور پیرامون کعبه طواف کرد . انگاه روی به ما نمود وگفت :ای مالک بن دینار وای ثابت بنانی وای ایوب سجستانی وای صالح مری وای عتبه غلام وای حبیب فارسی وایسعد وای عمر وای صالح اعمی وای رابعه وای سعدانه وای جعفربن سلیمان گفتیم :ای جوان چه می گوئی ؟ گفت :در میان شما کسی نیست که خدا اورا دوست بدارد ؟گفتیم ای جوان وظیفه ما دعا واجابت با خداست . گفت از کعبه دور شویداگر در میانتان کسی بود که خدا شما را دوست داشت او را اجابت می کرد . انگاه کنار کعبه امد وسجده نمود وشنیدم که در سجده گفت :سیدی بحبک لی الا سقیتهم الغیث ای اقای من به دوستیت نسبت به من برای ایشان باران بفرست . گوید کلام اوپایان نگرفته بود که مانند دهانه های مشک باران فرو ریخت تا انجا که گوید :به اهل مکه گفتم این جوان کیست ؟گفتند علی بن الحسین(ع). دعای ان حضرت درسجده شکر از امام زمان (عج)در حدیثی طولانی روایت شده که گفت :امام سجاد (ع)بعد از فراغ از نمازدر سجده شکر می گفت : یا کریم مسکینک بفنائک.یا کریم فقیرک زائرک. حقیرک ببابک یا کریم . ای بزرگوار !تهیدستت در پیشگاهت قرار دارد .ای بزرگوار فقیرت دیدار کننده توست .حقیرت در درگاهت است ای بزرگوار. ذکر سجده یوسف بن اسباط به نقل از پدرش می گوید :وارد مسجد کوفه شدم جوانی را دیدم که با خدای خود راز ونیاز می کرد ودر سجده می گفت: سجد وجهی متغفرافی التراب لخالقی وحق له !چهره ام خاک الود ه وبرخاک ساییده شده برای افریدگارم سجده کرده است واو سزاوار چنین چیزی است. حكايت3
12:07 AM, 2/28/2008
0
...نظردهي...
...لينك مطلب...
اين مطلب را براي دوستانتان ايميل كنيد وبلاگ ما را ارسال كنيد حکایت فخرالمحققین سیدمحمداشرف سبط سیدالحکمامیرداماددرکتاب فضائل السادات ازخط شهید ثانی علیه الرحمه وایشان ازکتاب مدهش ابن جوزی نقل کرده که یکی ازصالحین واردمصرشد اهنگری راملاقات کردکه بادست خود اهن سرخ کرده راازکوره بیرون می اوردوحرارت اهن به اوصدمه نمی رساندباخودگفت این مرد البته یکی از اوتاداست پیش امدسلام کردوگفت ای بنده خدابه حق ان کسی که این کرامت را به تو داده دعائی درباره من بنما اهنگر چون بشنید بگریست وگفت ا ی مرد ان گمان که تو به من بردی خطاست من خود را از صالحین نمی دانم ان مرد گفت این عمل تو را کسی قادر نیست مگر بندگان خالص صالح اهنگر گفت این را سببی است ان مرد گفت ان سبب را برایم بگو گفت روزی در همین دکان مشغول کار بودم زنی که صاحب جمال که مانندش ندیده بودم بر من وارد شد از فقر و پریشانی خود شکایت نمود من شیفته جمالش شدم گفتم اگر مراد مرا می دهی حوائج تو را انجام خواهم داد گفت ای مرد از خدا بترس من اهل این عمل نیستم من هم گفتم ازپی کار خود برو ان زن باحال پریشانی رفت بعدازچندی برگشت وگفت ضرورت مرا به این جا کشانید که تورااجابت کنم دران حال ان زن رابرداشته به خانه رفتم درب خانه راقفل کردم ان زن گفت چرادرب خانه راقفل کردی گفتم ترسیدم مردم از حالم باخبر شوند گفت چرا ازخدانمی ترسی گفتم خدا غفور ورحیم است وچون نزدیکش رفتم دیدم جون شاخه ریحان که از باد تند مضطرب شوددر اضطراب است وسیلاب اشک ازچشمش جاری شد گفتم توراچه می شودگفت از خدای خود خائف وترسانم که خدا ناظر به مااست گفت ای مرد اگر دست ازمن برداری ضمانت می کنم که خداوند اتش دنیا واخرت رابرتوحرام کند کلام ان زن درمن اثر کرد دست ازمقصودخود کشیدم وانچه داشتم به اودادم وگفتم ای زن بروبه سلامت که که تورااز ترس خدارهاکردم ان زن مسروروخوشحال به خانه اش برگشت ان شب در خواب دیدم مخدره ای که تاجی ازیاقوت برسرداشت به من فرمودخدای جزای خیرت دهد گفتم شما کیستید گفت مادران زنی که نزدتوامد واورا ازترس خدا ترک کردی خدا تورابه اتش دنیاواخرت نسوزاند گفتم ان زن ازکدام فامیل بود گفت از نسل رسول خدا(ص) پس حمد خدابه جا اوردم ازان روز اتش به من ضرر نمی رساند وامیدوارم که دراخرت هم نسوزاند . حکایت در همان کتاب نقل فرموده که اسحاق بن ابراهیم طاهری درخواب رسول خدا(ص) رادید که به اوفرمودقاتل رارهاکن باترس از خواب بیدارشداطرافیان خودرا طلبید وگفت این قاتل کیست گفتند مردی است که خودش اقرار به قتل کرده اوراحاضرکردند اسحاق به او گفت اگرراست بگوئی توراازاد خواهم کرد گفت من وجماعتی از اهل فساد هرحرامی راانجام می دادیم به هر عمل زشتی دست میزدیم وپیرزالی برای ما زن می اورد روزی دختری در غایت جمال برما واردشد ان دختر جون مارا دید غش کرد برزمین افتاد چون او را به هوش اوردندگفت از خدا بترسید دست ازمن بردارید این عجوزه مرا فریب دادوبه این جا کشانید من علویه ازنسل زهرا هستم رفقای من به این سخنان اعتنائی نکردند وبه دختر در اویختند من به جهت حرمت رسول خدا غیرت نمودم وازانها جلوگیری کردم جراحات بسیاربرمن واردکردند پس من ضربتی سخت بربزرگتر ایشان زدم واورا کشتم ودخترراسالما"خلاص نمودم دختر در باره ام دعا کرد وگفت خدابپوشاند عیب تورا چنانچه مرا پوشاندی ویارتوباشد ********************************************** ام عقیل زنی بادیه نشین بود. وقتی چند نفرمهمان براو وارد می شوند دران وقت پسرش عقیل وچوپانش شترها را به چرا برده بودند . چوپان با شترهایش برمی گردد وبه ان زن خبر می دهدکه وقتی شترها اب می خوردند هجوم اوردند عقیل در چاه افتاد ومرد . ان زن به چوپان سفارش کرد که به مهمانان خبرمده وزود این گوسفند را ذبح نما وغذائی تهیه کن مهمانان فهمیدند انچه اتفاق افتاده بود واز صبر ان زن تعجب کردند وپس از صرف نهار تعزیت گفتند .ان زن گفت نمی خواستم شما با خبر گردید وناراحت شوید پس برخاست وچند رکعت نماز خواند وگفت خدایا تو امر به صبر فرمودی سپس گفت اگرکسی برای کسی باقی می ماند حضرت محمد (ص)برای امتش باقی می ماند . ********************************************** خداوند به سلیمان (ع)سلطنت بر جن وانس داده بود جنیان برای او فرشی از ابریشم بافته بودند که دوفرسخ در دوفرسخ بود ودر اطراف منبر سلیمان ششصد هزار کرسی زده بودند که پیغمبران وعلما بران می نشستند وپشت انها ادمیان وپشت سر ایشان جنیان . مرغان با پرهای خود بر سر انها سایه می انداختند .باد صبا ان بساط را برمی داشت وراه یک ماهه رادر یک روز طی می کرد . خداوند باد را مامور کرد که هر صدائی را به گوش او برساند روزی باد بساط سلطنت سلیمان را در هوا حرکت می داد یک نفر ان دستگاه را دید وگفت خداوند به سلیمان ملک عظیمی داده است باد سخن اورا به گوش ان حضرت رسانید . همان جا فرود امد و به سوی دهقان امد وفرمود نزد تو امدم تا ارزو کنی انچه را که قدرت بر ان نداشته باشی . بعد فرمود یک تسبیح که خداوند ان را قبول کند بهتر است از انچه به پسر داوود داده است زیرا ثواب تسبیح باقی می ماند واین ملک فانی می شود . ******************************************** در روایت است که پیغمبر فرمود شبی که به معراج رفتم داخل بهشت شدم دران بیابانی از مشک دیدم وملائکه را دیدم که عمارتها می سازند که خشتی از طلا وخشتی از نقره وبسیار توقف می کردند. من از ایشان پرسیدم که چرا گاهی توقف می نمایند وگاهی بنا جواب دادند ما منتظر نفقه هستیم گفتم نفقه شما چیست ؟گفتند قول مومن" سبحان الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اکبر"اصل اینها در زمین وفرع انها در اسمان واین کلمات از بلای اسمانی ومردن بد وزیر اوار رفتن انسان را محفوظ می کند . ********************************************** روایت است که پیغمبر (ص)فرمود پنج کلمه است که اسان باشد بر زبان و پرارزش باشد در میزان اعمال وخشنود سازد خدا را و دور سازد شیطان را و انها از گنجهای بهشت باشند "سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم " ********************************************** حكايت 2
6:51 AM, 2/10/2008
0
...نظردهي...
...لينك مطلب...
اين مطلب را براي دوستانتان ايميل كنيد وبلاگ ما را ارسال كنيد درکتاب مصابیح القلوب سبزواریست که چون ایه تحریم خمرفرودامد منادی رسول خدا (ص) ندا دادکسی نباید خمرخورد روزی اتفاق افتاد که رسول خدا (ص) به کوچه ای می گذشت مرد مسلمانی که شیشه شراب به دست داشت وارد ان کوچه شد چون رسول خدا(ص)رادیدکه می ایدسخت ترسیدگفت:خدایاتوبه کردم که دیگر خمرنخورم مرا رسوانکن چون ان حضرت نزدیک شدفرموددراین شیشه چیست گفت سرکه است ان حضرت دست پیش داشت فرمود قدری دردست من بریز پس ریخت دید سرکه است ان مردگریست وگفت یارسول الله قسم به خداکه سرکه نبئد بلکه خمربودولی توبه کردم وازخداخواستم که مرا رسوانکند چنین شد ان حضرت فرمودچنین است هرکه توبه کند خداوندسیئات وگناهان او رابه حسنات مبدل می فرماید.
حكايت
12:59 AM, 1/29/2008
0
...نظردهي...
...لينك مطلب...
اين مطلب را براي دوستانتان ايميل كنيد وبلاگ ما را ارسال كنيد آورده اندکه حاتم اصم یکی از مریدان شفیق بلخی بوده روزی درخلوت شفیق گفت :ای حاتم چند وقت است که درصحبت ما هستی وسخن ازاحادیث وامثال می شنوی گفت :سی سال گفت :دراین مدت چه گرفته ای که بکارآخرت توآیدوروزقیامت دستگیر تو باشد. گفت :هشت فایده یافته ام شفیق گفت من عمر خودرادراین سی سال صرف توکردم توراازاین علوم بیشتر از این هشت فایده حاصل نشد ؟تودیوانه ای حاتم گفت دیوانه به کار خویش هوشیار است وسخن راست از دیوانه باید شنید.مرااز علوم همین کافیست ومرایقین است که نجاتدراین هشت چیز است.شفیق گفت بیان کن تابدانم گفت :یا شیخ من دراین خلق جهان نظر کردم تمام مردم رادیدم که به لذات دنیا به عیش مشغولند وهمه پیروی نفس اماره می کنند پس انها رابرخود نپسندیدم.ازروی اخلاص وصدق نیت خلاف یقین کرده از هوی و ارزو به در امدم پای بر سر نفس گذاشتم و به بندگی خدا مشغول گشتم هفتم: ان که دراین خلق جهان نظر کردم هرکسی رادیدم که به نوعی جهت روزی ومعاش سعی می کردندودرشبهات افتادندوحلال ازحرام فرق نمی داننددرخانه های حکام ظالم واهل بدعت تردد می کنندوخودراپیش اهل دنیا خوارمی داشتند وندانستندکه روزی به دست خداست دراین ایه نظرکردم که فرموده (ومامن دابه فی الارض الاعلی الله رزقها)دانستم که وعده اوراست است پس براوتوکل کردم که اوکفیل روزی است پس فرق میان حلال وحرام کرده ودانستم که رزقی که روزازل قسمت کرده به من می رسدبه ان قناعت کرده وبه بندگی خدا مشغول شدم هشتم:ان که دراین دنیا واهل ان نظرکردم هرکس پناه واعتقادبه چیزی کرده اندبعضی به سیم وزرجمعی به ملک واملاک قومی به قرب سلاطین وحکام کسانی به دوستان و یاران که همه فانیند جمعی به خود پرستی غرورو تکبر پس من در این ایه نظر کردم که (ومن یتوکل علی الله فهو حسبه)پس ترک همه نموده و اعتماد به وعده حق کرده توکل پیشه کردم و اعتماد بر این قول که (و هو حسبی ونعم الوکیل )شفیق گفت :یا حاتم نیکو دیده ای من در تورات انجیل و زبور و قران نظر کردم انچه دیده ام همین فواید هشت گانه است که باید به ان عمل کنند . گلشن راز
5:02 AM, 1/24/2008
0
...نظردهي...
...لينك مطلب...
اين مطلب را براي دوستانتان ايميل كنيد وبلاگ ما را ارسال كنيد بسم الله الرحمن الرحیم به نام انکه جان را فکرت اموخت چراغ دل به نورجان برافروخت
copyright 2007-2008 (c) www.blognaz.com-www.asadiweb.com-www.asadiweb.info Best Resolution : 1024 X 768 This Template Designed By www.asadiweb.Com And mostafa asadi in iranian company asadico |
گوناگون صفحه اول مشخصات آرشيو دوستان weblog rss ايميل پستهاي جديد دعا هائي از امام سجاد (ع) حكايت3 حكايت 2 حكايت گلشن راز لينكها دوستان موضوعات مطالب نامشخص نامشخص نامشخص نامشخص نامشخص جستجو در وبلاگها طراح قالب وبلاگ قالب اين وبلاگ توسط طراحان قالب بلاگناز طراحي شده است به پشتيباني شركت اسدي بلاگ ناز شركت اسدي وبلاگ مدير لوگو دوستان بازديد كنندگان |